با سلام

من یه دختر 17 ساله ام  که  احساس خودخواهی و عذاب وجدان داره دیوونم میکنه ، دو سال پیش پدر و مادرم از هم جدا شدن و مادرم با اقای دیگه ای ازدواج کرد.

من به شدت با ازدواج مجدد مامانم مخالف بودم پس شروع به مخالفت کردم و روابطم با مامانم خیلی خراب شد چند ماه بعد خود مامانم با اون اقا به مشکل برخورد و از هم جدا شدن من خیلی خوشحال بودم اما عذاب وجدان هم داشتم از اینکه نکنه تقصیر من بوده باشه و به خاطر مخالفت ها و اخم و تخم من روابطشون خراب شده باشه .

الان دوباره مامانم با اقایی اشنا شده و نمی دونم در چه حد جدی اما در کل مامانم میگه من نمی تونم تا اخر تنها بمونم پس من باید این و بپذیرم ، اما از طرفی من با پدرم ارتباط ندارم چون پدرم  میگفت هیچ مسئولیتی در قبالم نداره منم ازش خواستم دیگه باهام در ارتباط نباشه اونم خیلی راحت گذاشت و رفت .

از اون به بعد من خیلی به مامانم وابسته شدم و احساس میکنم یه لحظه دوریش و نمی تونم تحمل کنم چه برسه به اینکه بخوام با یه نفر دیگه تقسیمش کنم این در حالیه که من نسبت به مامانم خیلی احساس دلسوزی و عذاب وجدان دارم چون مامانم هیچوقت جوونی نکرد همه ی زندگیش و تو سختی و مشکلات گذروند .

الان که می خواد یکم به خودش فکر کنه من نمی تونم با احساساتم کنار بیام  ، همش فکر میکنم اگه مامانم ازدواج کنه من و ول میکنه و دیگه دوسم نداره و از محبتش کم میشه یا ممکنه بچه بیاره و بیشتر از من دوسش داشته باشه.

از اون جایی که من خیلی ادم حسودی ام نمی تونم تحمل کنم مامانم دوباره ازدواج کنه از طرفی هم هر وقت این فکر به ذهنم میاد خودم و سرزنش میکنم و احساس میکنم خیلی خودخواهم لطفا بگین من چطوری با این موضوع کنار بیام و بتونم از این احساس ترس و ناامنی که از فکر ازدواج مامانم سراغم میاد جلوگیری کنم و بتونم جلوی خودخواهیام و بگیرم ؟


موضوعات مرتبط :
خودسازی در دختران مسائل ازدواج والدین

مطالب مرتبط :