به نام خدا
ضد و نقیض ها ؛
قبلا هم گفتم که باید با اهداف خود در یک جهت قرار داشته باشید ،
مثال : طرف توی ذهن خودش یه ماشین 700 میلیونی و یه خونه ..... و یه شغل ..... تصور میکنه و تلقین میکنه که من اینجوری هستم به خودش ، ولی از طرف دیگه وقتی جورابش پاره میشه نمیندازه دور و یه جفت جوراب بخره میگه حیفه و میشینه میدوزتش ، وقتی ظهر گشنه میشه و خونه غذا اماده نکردن ، میره میشینه توی ساندویچی سر کوچه و یه فلافل دو نون سفارش میده تا سیر بشه تازه تا قطره ی اخر نوشابه هم میخوره و اگه از دو تا سسی که بهش دادن هم یکیش اضافه اومد اون رو میذاره توی جیبش و میاره میذاره توی یخچال خونه ، نمیره یه رستوران بدرد بخور سلف سرویس که 100 تومن میدی و هر چی خواستی میخوری و ...
درسته که ما گفتیم ضمیر نا خوداگاه منطق و استدلال نداره ولی گفتیم با حواس 5 گانه سیگنال میگیره و اون میفهمه که تو داری بلوف میزنی و اینجاست که با صدایی آهسته در گوشت زمزمه میکنه خر خودتی عزیزم. بعد تو هم میشینی میگی قانون جذب کشکه همش .
یا اینکه طرف از اقایون شیک و مرتب و .... خوشش میاد و بعد میگه که هر چی ادم بنجل هست میاد خواستگاری من ؛ ولی اگه یکم ریز بشه توی زندگی خودش میبینه که کیفش که میره بیرون داخلش مثل خوار و بار فروشی هستش ؛ کف پاهاش یک ماهه که دلش واسه سنگ پا تنگ شده ، حالا پسرا هم همینجور و البته چند پله بدتر
تمرین : شخصیتی رو برای خودتون در نظر بگیرید و فکر کنید که خود اون هستید و با نقش برید پیش از حرکات اون الگو برداری کنید کفش ها همیشه واکس خورده لباس ها اتو کرده چند جفت جوراب تمیز و ...
موفق باشید
"شفق"
موضوعات مرتبط: مطالب کاربران ,