سلام کاربرای محترم
یه سوال داشتم از ابتدای زندگی با خانواده همسرم ( مادر شوهر ) زندگی می کنم و چون خونه ای که در اون زندگی می کنیم خونه مادر همسرم هست احساس مالکیت شدیدی نسبت به خونه و وسایل اون داره و اجازه هرگونه استقلالی رو از ما گرفته به نحوی که من حتی در یخچال رو هم باز می کنم مدام زیرچشمی نگاه می کنه که مبادا چیزی کم بشه و با وجود اینکه کل هزینه های زندگی رو من و همسرم تقبل کردیم .
هر هفته کل دخترها و پسرهاش رو دعوت می کنه و تا چند روز با خانواده خونه ما می مونن و طبیعتا اون آزادی که در رفتار و پوشش بدون حضور سایرین دارم اینجوری نمی تونم داشته باشم.
حتی گاهی برادر همسر متاهلم یک ماه خونه ما می مونه و همه به خاطر اینکه حس می کنن اونجا منزل مادرشونه به راحتی اختیار کل خونه رو به دست می گیره.
من بسیار عذاب می کشم، چون هر چی کار می کنم برای مهمونی های آخر هفته خانواده همسرم هدر می ره. با همسرم هم هر وقت صحبت می کنم، حاضر نیست هیچ کاری انجام بده تا مستقل بشیم و گاهی حتی حاضر نیست حرف هام رو بشنوه.
در ضمن ما خودمون یه خونه در شهر دیگه داریم که خواهر همسرم در اون ساکنه و هیچگونه اجاره بها یا چیز دیگه ای بابتش نمی پردازه. و به خاطر نداشتن خونه نیست که در منزل مادر همسرم ساکنیم و فقط به خاطر تنهایی و بیماری مادر همسرم در اون منزل ساکنیم .
می خوام بهم راهکاری نشون بدین تا از این وضعیت نجات پیدا کنم، حالا چه با سیاست های زنانه و چه به هر روش دیگری. البته ناگفته نماند که من همسرم رو خیلی دوست دارم و دلم نمی خواد که بحث و جنگ و جدلی سر این موضوع پیش بیاد.
متشکرم