با سلام

دختری هستم 31 ساله. مدتی است که با پسری اشنا شدم برای ازدواج که خانواده هامون هم در جریان بودن. به خاطر مسایل مالی قرار شد مدتی ( نزدیک سه سال ) صبر کنیم بدون محرمیت تا اوضاعش خوب شه و بعد خواستگاری بیان.

حدود دو سال پیش من فهمیدم که این پسر یه دوست خوب داره و تصمیم گرفتیم که اونو به خواهرم که 1.5 سال از من بزرگتره معرفی کنیم. اونا از هم خوششون اومد و چند ماه رفت و امد داشتن تا اینکه اون پسره جا زد و خواهرم خیلی ناراحت شد.

حالا بعد این مدت که اوضاع این پسر خوب شد قرار شد بعد صفر بیان خواستگاری. تو این سالهام مامانم خواستگار راه میداد چون میگفت شاید این جور نشه. تو این اوضاع تو ماه صفر مامانم یه خواستگار راه داد که خیلی مورد پسندشون واقع شد.

از طرفی خواهر بزرگترم سر ماجرای خودش با این پسره بد شده که چرا دوستشو به من معرفی کرد ؟مامانم خیلی خواهرمو قبول داره و وقتی اونا زنگ زدن برای بعد صفر بیان پیچوندشون.

من سه سال این پسره رو میشناسم و علاقه دارم بهش و به اون خواستگارم با وجود اینکه چند دفعه باهاش حرف زدم علاقه ندارم. شرایط هر دو خوبه. حالا باید برم سراغ خواست خودم و با خانواده بجنگم یا تسلیم خواست بی منطق خانواده بشم و با کسی که علاقه ندارم ازدواج کنم و با احساسات اون یکی این همه سال بازی کنم ؟