سلام

من ۲۲ سالمه، فارغ التحصیل شدم و مشغول درس خوندن برای کنکور سال بعدم ، اما فکر اینکه همه دوستام الان یا شاغلن یا ازدواج کردن و تو زندگیشون مفیدن ، اذیتم میکنه ، چون من با وجود اینکه دغدغه هام بزرگ تر شدن اما توی این دوران برگشتم به دوران بچه دبیرستانی بودنم و باید کنج خونه فقط کتاب بخونم ... این باعث میشه حس کنم عقب افتادم از بقیه و ناراحتم کنه و انگیزمو پایین بیاره .

قبل دانشگاه رفتنم خیلی دغدغه ها نبود ، اما حالا بزرگتر شدم ،اینم بگم من آدم پر جنب و جوش و فعالی هستم اما هیچ میدونی برای نشون دادن خودم و توانایی هام نیست ، نه شغل مناسب نه موقعیت ازدواج خوب، دغدغه های جنسی، دغدغه های آینده ی نامعلومم انگیزه ی آنچنانی نمیذاره برام.

فقط میدونم دیگه اون ذهن بی دغدغه رو ندارم و نمیتونم جلوی افکارمو بگیرم، چون من فقط و فقط یه لیسانس دارم اما خیلی از دوستانم هم تحصیل کردن ،هم به موقع ازدواج کردن ، الان هم تفریح دارن هم دلشون بخواد میرن دنبال شاغل شدن ،هم سرفرصت مادر میشن و مادری بکنن، اما من تنها و تنها یه لیسانس دارم و یه کنج اتاق که پر از کتابه و یه ذهن پردغدغه

خواهش میکنم با حرفاتون راهنماییم کنید