سلام

من یه دختر ۱۹ ساله م متاهلم ، چادری ، انقدر تو این وبلاگ از چادر شنیدم از اینکه دوسش دارن و ... حالا دنیای واقعیم ، تو محیطی هستم کف باید چادری باشی ، منم چادریم ولی قبل تر از اینم چادری بودم و اصلا ازش بیزار نبودم و احساس خفگی نمیکردم . مسئله یا بهتره بگم شخصی که متنفرم کرده از چادر شده دغدغه م . انقـــــدر گیر میده که هر سر میترسم باز بگه چرا چادرت ملیه ؟ چرا تو مهمونی زنونه و عروسی روسریت یه ذره سر خورد.. چرا چرا چرا ؟

تو ماشین نشستم با حجاب کامل محکم گرفتم چادرمو نگاهمو کنترل میکنم یه مرد رو حضورشو حس میکنم تو کوچه یا خیابون میگم وااای نکنه به من نگاه کنه؟ و ارضا شه؟ یا به گناه بیفته ؟ باورتون میشه ( حالا نه که من تحفه م یا ارایش دارم نه اصلا خیلی وقت ها مردها متوجه حضورم نمیشن ولی این ذهنیتو مادر شوهرم برام درست کرده ) من نمیگم مردها بی جنبه ن و ... از ذهنیتم که به تازگی تخریب شده میگم .

نمیدونم مهمون بیاد خونمون بالاخره بهش سلام بدم یا نه ؟ نگن این کرم داره ؟ سلام ندم میگن بی شعوره ، سلام بدم از مادر شوهرم میترسم . جدی جدی خودمم فکر میکنم دور از جوونم  زن بدکاره ای چیزی هستم. جوری که حتی چند بار به شوهرم گفتم اگه من خطایی کردم بگو ؟ ایا من جـ.... ام ؟

بهش میگم من فکر میکنم حتی نباید حرف زد با هیچ مردی ، همسرم میگه زیادی بد دل شدی ، حتی این تغییر رفتار رو خواهرام قشنگ متوجه شدن ، یه وقت تلفنم زنگ بخوره سریع اسم طرفو میگم مادر شوهرم فک نکنه من با پسر میحرفم . این ادم کلا بدبینه نه فقط به من ، حتی نگاهش به دختر بچه ۵ ساله ابزاریه ، حالم از چادر بهم میخوره اعصابم بهم ریخته س . نمیخام یه چی بگین حالم خوب شه یا مادرشوهرم تغییر کنه . فقـــط بگید یه چادری واقعی چه جور باید برخورد کنه ؟

حیا یعنی چی؟ حیا یعنی من به خودم شک داشته باشم؟ حیا یهنی به همه شک داشته باشم که این دختره این رفتارش اره ؟