با سلام

پسری ۲۷ ساله هستم از شهری کوچک و محروم . چند سال قبل  اتفاقی در شبکه اجتماعی با دختری که هشت سال ازم کوچیکتره آشنا شدم  همشهری بودش. بهش علاقه پیدا کردم .

با هم ارتباط تلفنی و بیرون رفتن داشتیم. من اصرار به رسمی کردن و خواستگاری داشتم که اون مخالف بود میگفت هنوز زوده. تا اینکه یکسال بعدش به زور راضیش کردم بیام خواستگاری. اینم بگم موقع دوست بودن چند بار ولم کرده بود ولی بعد مدتی برگشت.

خواستگاری که انجام شد خانواده اش مخالف نبودن تا اینکه دختره تو همون چند روز بعد  خواستگاری  در تماس تلفنی بهم گفت بهت علاقه ندارم نمیخوامت! تفاهم ندارم باهات.

ازش دلیل خواستم یه سری چیزهای تحقیر کننده گفت مثلا اینکه تو عین دخترایی! مرد نیستی ، خنگی و پسر بهتر از تو هست دلم پسر دگه ای میخواد! اصلا من عاشق پسر دگه ای شدم لطفا برو پی زندگیت! با دختر دیگه ازدواج کن.

اصرار من فایده نداشت فقط میگفت فرض کن نامزدیت به خورده و ببخشمش و آبروش رو نبرم و حلالش کنم! اونقدر اصرار کرد تا اینکه همه چیز به هم خورد. احتمال میدم برای اینکه من رو از خودش زده کنه همچین چیزایی بهم گفت...

الان ایشون ۱۹ساله هستن و مجردن منم بعد اون با دختری نبودم و اون اولین دختر زندگی ام بود بهش علاقه داشتم به خاطر شوخ طبع بودن و خاص بودنش البته  گاهی اخلاقش مهربون گاهی افتضاح میشد.

الان قصد ازدواج دارم شرایطم خوبه و دنبال دخترم واسه ازدواج ، حال سوالم اینه بازم برم خواستگاریش اشتباهه؟ میترسم چون علاقه نداره بهم وفادار نمونه نمیدونم. از طرفی من آدم مذهبی و دل پاکی هستم یه حس درونی دارم که البته  منطقی نیست با خودم میگم اگه باهاش ازدواج نکنم تو اون دنیا من رو بازخواست کنن که تو با دختری بودی بعد نگرفتیش و مجازات بشم!

اینم اضافه کنم موقع دوستی رابطه جنسی نداشتیم. سوالم به صورت خلاصه اینه دوباره اقدام کنم از خواستگاری از دختری که باهاش دوست بودم ولی خودش همه چی رو تمومش کرد؟!

با تشکر از همه عزیزان