سلام

من ۲۵ سالو خورده ای سن دارم. شش ماهه فوق لیسانسمو (مهندسی صنایع  گرایش تولید ) گرفتم. هنوز خدمت نرفتم.

از ۱۸ سالگی خودم با برنامه نویسی و دور کاری خرجمو دراوردم و خیلی بیشتر از حتی ادمایی که رسمی سر کارن پول دراوردم ولی ولخرجم و پولی جمع نکردم. یکسال رفتم یک شرکتی هم کار کردم ولی از جو شرکتها خوشم نمیاد.

الان از توی خونه با روزی دو س ساعت کار حدود ۱.۵ تا ۲ میلیونی درامد دارم گاهی هم پروژه انجام میدم بیشتر هم میشه. علاقه شدیدی به فناوری دارم.

خلاصه اینکه چندان اجتماعی نبودم‌ توی زندگیم. بردار بزرگم ۴ سال از من بزرگتره ولی همیشه از خانواده پول میگرفت و حتی دانشگاهشم بزور فوق دیپلم گرفت . رفت حتی قبل خدمتش بش میگفتن زن بگیر. کلی بابام کمکش گرد مادرم کمکش کرد از لحاظ مالی و یه شغل ازاد خوب زد و خدا رو شکر میکنم که زندگیش خیلی خوبه و الان شش ماهه متاهله.

ولی همیشه بی دلیل از من بد میگفت پیش خانوادم جوری که من که همه فامیل به مثبت بودن میشناسنم باعث شد خانوادم بی دلیل بی اعتماد بشه بهم. من حتی روم نمیشه از ۱۸ سالگی تا الان یه ریال از خانوادم بگیرم. برعکس برادرم. اون خیلی کارایی کرد که من انجام ندادم اما انگار هر کی بدی میکنه عزیزتره. ما فقط دو تا داداشیم و ۲ تا خواهرم دارم که ازدواج کرده و یکیشون کوچکتر از منه.

من قدم بلنده چهرمم مناسبه به نظر بقیه ولی با این وضعیت نمیتومم‌ بگم زن میخوام. مطمئنم بگم فقط بحث و دعوا میشه. گفتم اون مغازه که اضافه داریمو بدین من کرایشو میدن بتون کمکم کنین شغلی راه بندازم گفتن نه. من به دلایلی خدمتم شهر خودم میفته تایم اداری.

دوست دارم خانواده تشکیل بدم. نه دوس دختر دارم و نه میخوام داشته باشم. دلایلمم زیاده. از طرفی فور میکنم میبینم دخترای این روزا اکثرا دنبال پول و موقعیتن. و مطمئنم برم هر جا خاستگاری ( اگه به فرض محال خانوادم برن خواستگاری واسم) جواب رد میشنوم و ازین بدم میاد.

از طرفی اونقدری علم و تجربه و تخصص دارم که ماهانه همین الانش میتونم کم کم ۲ میلیون درامد داشنه باشم و دارمم. حالا من دیگه فکرم حسم همه چیزم مشغوله. دلیلم نیاز جنسی نیست صرفا. دوس دارم‌ مسیرم‌ مشخص بشه برم تو زندگی . ولی نمیشه. چیکار‌ کنم؟

چرا دخترا انقد تغییر کردن. چرا‌ اکثرا انقد سخت میگیرن که ادم بیخیال مبشه بره جلو. من اگه برم‌ خدمت و زن نگیرم اینجا نمیمونم و میرم پیش عموهام المان. تا اخر عمرمم مجرد زندگی میکنم.

ولی دوس دارم‌ همین جا تشکیل خانواده بدم. ولی خانوادم فقط حرف داداشم رو قبول دارن. از چششون نمیبینم‌ ک‌ه حتی مطرح کنم. وضع مالی پدرم خوبه خدا رو شکر. میتونه براحتی کمکم کنه.

حالم خیلی بده تحملو این بلاتکلیفی رو ندارم. همه فکر‌ میکنن من با هزار تا دختر دوستم و هیچکی باورش نمیشه انقد تنهام.

دلایلم برای ازدواج‌ خیلیه و الکی نیست. کلی بالا پایین کردم خودم فکرمو . چیکار‌ کنم با این وضع ؟