سلام

دو ساله که برای ازدواج مصمم هستم. تقریبا به 12 نفر آدم مدعی از دوست و آشنا و فامیل سپردم که دختر خوب بهم معرفی کنن؛ گفتن میتونیم ولی نتونستن. بیشتر رفیقام و همکارام که ظاهرشون هم مثل من مذهبیه با سن های کمتر و بیشتر از من ازدواج کردن.
اما بهانه ی نوشتن این شکواییه اینه:
تو یه کلاس زبان که تقریبا همه از لحاظ سنی دانشجو به بالا هستن، عاشق یه دخترخانومی شدم و بعد از دردسرهایی که برای دریافت اطلاعات شون کشیدم، در یک اتفاق نادر، فهمیدم دو خواهر با پنج سال اختلاف سنی هر دو در یک کلاس زبان شرکت کردن و به جای هم سر کلاس رفتن و ما عاشق این کوچیکه شده بودیم که سنش 15 سال بیشتر نیست و اصلا هم بهش نمیخوره! و کلی موارد عجیبتر که باورش رو برای من به شخصه سخت کرده.
آخه اتفاقی به این حد مسخرگی و عجیبی چرا برای من که دو ساله میخوام ازدواج کنم باید پیش بیاد؟
برای من که به لحاظ خانوادگی و تحصیلی و شغل و درآمد و ظاهر، اوضاعم به نسبت خوبه، خیلی ناامیدکننده ست که تلاش هام حتی به خواستگاری هم منجر نمیشه ( به غیر از 2 مورد در طول دو سال! ) چه برسه به ازدواج! اگر قرار باشه مثل بعضی دوستام تا 20 جا خواستگاری برم، موهام مثل دندونام سفید میشه.
در مورد اخیر با خودم تقدیرسازی کردم که «ببین خدا روی همه ی این مدعی ها رو کم کرد، خودش یکی رو جلو پات گذاشت و این همونیه که برات درنظر گرفته بود و از این حرفا...» و نشد اینبار هم.
دو سال گشتیم و جز شکست های عشقی و تلاش های مزبوحانه چیزی عایدمون نشد.به این خاطر هست که تصمیم گرفتم دیگه کوچکترین قدمی برای ازدواج بر ندارم و هیچگونه تلاشی نکنم.
نه به کسی بسپرم و نه دیگه کلمه ای دربارش به خانواده صحبت بگم. با خدای خودمم اتمام حجت کردم که من میخواستم خدا که سنت پیغمبرت رو به جا بیارم اما تو نخواستی و من هم دیگه دنبالش نیستم.
سر حرفم هم هستم و همین الان که دارم مینویسم یک مدعی دیگه از راه رسیده و میگه تو فقط لب تر کن...!!(که این هم مثل بقیه)

مرتبط :
توکل به خدا در ازدواج ( کلیپ - آقای قرائتی )
خدا می ذاره با هر کسی ازدواج کنی ؟ ( صوتی - استاد پناهیان )
چرا خدا کمکم نمیکنه ازدواج کنم؟
فکر نمی کنم خانمی از روی علاقه بخواد با من ازدواج کنه
برادرم سنش کمتر بود میگفت زن میخوام الان میگه نمیخوام