سلام عرض میکنم دوستان خوبم

ابتدا از خودم بگم تا کمی آشنا بشید با من ؛

نزدیک به 20 سال دارم دانشجو رشته ریاضیات هستم در خانواده ای نسبتا مذهبی و فقیر زندگی میکنم وضع مالیمون خوب نیست مستاجر هستیم و کل سرمایمون به 15 میلیون هم نمیرسه . پدرم قبلا شکست خوردن توی شرکت هرمی تمام سرمایشونو از دست دادن وضع مالیمون قبل از شکست پدرم خوب بود ایشون آتش نشان بودن .

حالا توی دانشگاهی که تحصیل میکنم از دختر خانمی خوشم اومده با هم از طریق شبکه های مجازی در ارتباط هستیم من تا حالا با هیچ جنس مخالفی هیچگونه رابطه ای نداشتم حتی احوال پرسی ساده .

من فکر میکنم به ایشون وابسته شدم و طعم عشق رو دارم میچشم چیزی که قبلا هیچ وقت حسش نکردم چیزی که من اصلا قبولش نداشتم اصلا عشق برای من بی معنی بود . ایشون از همه لحاظ دختر خانم کاملی هستن ، خانواده با اصالت و متمکن و تحصیل کرده با فرهنگ و پولدار ، اما خانواده من با خانواده ایشون اصلا کفویت نداریم .

چیزی که خیلی خیلی زیاد اذیتم میکنه اینه که اخلاقم طوریه که احساس حقارت بهم دست میده مثلا پیش خودم میگم گیرم که دختر خانم به من جواب مثبت هم بدن ( هنوز نگفتم چه احساسی دارم نسبت بهشون ) اما چیکار کنم با وضعیت خانوادم و عدم کفویت ، من خجالت میکشم از اونها پایین تریم اصلا با همدیگه جور در نمیاد .

احساس حقارت شدیدی دارم اما ایشون هیچ وقت فخر فروشی نکردن خیلی خانم با درک و با شعوری هستن حتی بحث که پیش اومد درباره ازدواج البته نه ازدواج بین ما همینطوری پیش اومد ایشون گفتن که اگر پسر خانواده فقیری داشته باشن برای من مهم نیست کفویت بین من و اون پسر مهمه از نظر اخلاقی و اعتقادی نه خونوادش و محلی که زندگی میکنه و یا وضع مالیشون .

اما باز هم من اعتماد به نفس ندارم و احساس بدی دارم حس حقارت و خجالت و کوچیکی دارم .

لطفا راهنمایی بفرمایید

ممنونم ازتون

موفق و سربلند باشید

یاعلی