سلام

وقتتون بخیر

راستش رو بخواید سوالی که ذهن منو همین جور به خودش مشغول کرده اینه که چی شد ما دخترا انقدر بی پروا شدیم،چی شد انقدر گستاخ شدیم،چی شد انقدر لجباز شدیم،چی شد انقدر جسور شدیم، چی شد که طلاق گرفتن و نامش رو به زبان آوردن  برامون شد مثل نقل و نبات؟!!

تا سَریع  با شوهرامون دعوا میکنیم، میگیم طلاقمو بده تا ازت راحت بشم تا ازم راحت بشی. من خودمم همین طورم همین که تو دعوا طاقتم طاق میشه ،صبرم لبریز میشه میگم یاالله طلاقمو بده.اصلا انگار آوردن کلمه ی طلاق برامون تو دعواهای زن و شوهری شده یه پشتوانه و حامیه بزرگ!!

به نظرتون چه علتی میتونه داشته باشه؟

به نظرتون به خاطر حمایت های بیجای خانواده و پدر و مادرا نیست که ما دخترای امروزه انقدر نازک و نارنجی بار اومدیم؟؟

به خاطر اون مهریه های بالامون نیست که تو عقدنامه قید میکنن البته همراه با خونه و ماشین به نام مون؟

منم مثل شما درست نمیدونم ما واقعا چه مونه؟ من خودم به شخصه تا با شوهرم دعوا میکنم و حرفاش بهم زور میاد حرف از طلاق میزنم.

در صورتیکه خودمم میدونم آوردنه اسم طلاق به ضررمه حتی اگر اینکه شوهرمم از دستم خسته شده باشه و حاضر باشه این کار رو انجام بده. و در کشورمون ازدواج مجدد برای زن های مطلقه خیلی سخت و حتی یه جورایی ناممکنه.

و جالبیش تو اینه که داریم تو اطرافمون میبینیم که دخترایی که هنوز مدت زمان ازدواج شون به یکسال نکشیده طلاق گرفتن و با وضع های نامناسب، آرایش های غلیظ و لباس های تنگ و کوتاه بیرون میاند. واقعا موندم برای چی این کارها رو بعضیا میکنن! شاید فکر میکنن به آزادی رسیدن و با طلاق گرفتن شون خیلی کار مهمی انجام دادن! ای کاش نمیشد به همین راحتی ها از هم جدا شد!!! آخه دیگه رسیدن به پول بعد از جدایی به چه درد میخوره؟

ای کاش یه خورده منطقی بودیم!!!