سلام

من در برخورد با دوست و اشنا فوق العاده ادم سرزبون دار و زبون درازی هستم ولی در برخورد با غریبه ها اوایلش خیلی خجالتی به نظر میام در کل ادم مهربون و صمیمی ای  هستم به همه لبخند میزنم با همه گرم میگیرم جوری که طرف حس میکنه سال هاست با من دوسته .

با همه جور ادم میجوشم کوچک و بزرگ ادم با ملاحظه ای هستم چیزی که باعث بشه کسی بهش بربخوره ازش نمیپرسم تا خودش هر وقت که دوست داشت در مورد مشکلش توضیح بده مثلا به طرف نمیگم دلیل طلاقت چی بود یا چرا تا حالا ازدواج نکردی یا چرا بچه دار نشدی .

سعی میکنم خیلی خورد خورد به ادمها نزدیک شم که تو ذوق طرف نخوره و همیشه واسه هم حرف واسه گفتن داشته باشیم واسه همین توقع دارم دیگران هم همین برخورد و با منم داشته باشن .

ولی یه مشکلی که جدیدا خیلی اعصابمو بهم میریزه برخورد با ادمهایی هست که در برخورد اولیه میخوان ادمو تخلیه اطلاعاتی کنن . مثلا هنوز دو ساعت از دوستیش با من نگذشته یهو منو میبنده به رگبار سوال که خونتون کجاست ؟ چند تا خواهر برادرین ؟ خونتون چند متره ؟ خواهر برادرت ازدواج کردن ؟درامد ماهیانه بابات چقدره ؟ شغل پدرت چیه؟  مقطع تحصیلیت چیه و چند سالته  و ازدواج کردی و ... هزاران سوال دیگه رو پشت سر هم بدون اینکه اجازه بدن ادم نفس بکشه از ادم میپرسن .

حالا سوالم اینه روش برخورد با همچین شخصیتهایی چیه ؟ چطور باید متوجشون کنیم که من الان از این سوال ها خوشم نمیاد و نمیخوام جواب بدم که بی ادبی هم نشه. من با خیلی ادمها هم صحبت میشم و مشکلی ندارم ولی واقعا این دسته از ادما ازارم میدن و نمیدونم اسم کارشون رو باید فضولی گذاشت کنجکاوی گذاشت ؟

هدفشون از این سوال ها چیه؟ شما هم با همچین ادمهایی مواجه میشین؟ چطوری باهاشون برخورد میکنین؟


موضوعات مرتبط :
مسائل اجتماعی روز جامعه