سلام خانواده برتری های گل
من سال پیش از یکی از همکلاسیای پسر خوشم اومد و سادگی کردم کاملا مودب رفتم گفتم بهشون ایشونم گفتن کسه دیگه ای رو دوست دارن و گفتن فراموششون کنم ( دوست دختر ایشون هم که همکلاسی من هستند قبلا با چند تا پسر بودن و شدیدا با تجربن ) من وقتی بیشتر شناختمشون ناخوداگاه ازشون بدم اومد و علاقم از بین رفت ولی ایشون شدیدا مغرور شده بودن به خاطره پیشنهادم و هی فیس و افاده میومدن .
مثلا منو میدیدن بیشتر به دوس دخترشون ابراز علاقه میکردن و من شدیدا درسخونم و رتبه اوردم و چند بار دیدم که این آقا علنا حسودی منو میکنن و به اصطلاح میخوان منو زمین بزنن منم همین اول سالی رفتم گفتم که به خدا هیچ حسی بهتون ندارم و تصورم از شما با اینی که هستید فرق داشت و خواستم این اعتماد به نفس کاذبشون که شدیدا اذیتم میکنه تو کلاس رو از بین ببرم و بدونن دوسشون ندارم .
ایشون ولی ایشون خیلییی بد حرف زدن گفتن که شما کی هستید که من به تصورتون اهمیت بدم اگه باهام در بیوفتید واستون خیلی بد تموم میشه هر موقع شما رو تو کلاس میبینم انگار عزراییلو دیدم تصوره شما اصلا واسم مهم نیس من کسی که میخواستمو پیدا کردم!!
من شوکه شدم و هیچی نگفتم ولی الان نمیدونم که چطور میخوام تو کلاس چشم تو چشم شم باهاشون و چطور باید رفتار کنم؟ چون ایشون هی تو کلاس هم میخوان منو ضرب در صفر کنن به خاطره رتبه هام .


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها خواستگاری دختر از پسر