سلام

Eternal genital organs ( اندام داخلی ژنیتال ) :

تخمدان ( (Ovary

لوله های رحمی ( Fallopian Tube)

رحم (Uterus)

گردن رحم (Cervix)

واژن (Vagina)

 واژینا ،لوله ایست از جنس عضلانی –غشایی  (Musculo membranous) که انتهای بالایی ان اطراف سرویکس (گردن رحم )را فراگرفته است و قسمت پایینی ان ،به دهلیز واژینال معروف میباشد که در شکاف بین  minor labia قرار گرفته است .

مخاط واژن فاقد غده بوده و موکوسی که درون مجرای واژینال یافت می شود (بویژه در زمان تحریک و جفت گیری) از غدد سرویکس و سایر غدد میباشد.

سلولهای پوششی واژینال تحت تاثیر استروژن، مقدار زیادی گلیکوژن تولید کرده و در خود ذخیره می کنند این گلیکوژن هنگام جدا شدن سلولهای واژن و تخریب آنها به هنگام (مِنس )، به درون مجرای واژینال وارد می شود.

مخاط واژن فاقد پایانه های عصبی حسی فراوان بوده و اندک پایانه های عصبی برهنه ای که در آن وجود دارند، احتمالاً همان رشته های درد می باشند ،اما به طور کلی میتوان گفت بیشترین تمرکز اعصاب در 1/3ابتدایی ورودی ان میباشد .

 

فلور (ترکیب ترشحات و  میکروارگانیسم ) واژینال:

منشا ترشحات طبیعی واژینال به منظور حفظ  اسیدیته ی محیط داخلی بر محدوده [4 – 4.3]:

غدد:سباسه،عرق،بارتولن،اسکِن

ترانسودای واژن(ترشحات دیواره ی واژینال )

سلولهای ریزش یافته ی واژینال و سرویکس

موکوس (ترشحات) سرویکس

مایعات حاصل از اندومتر (مخاط درونی رحم ) و سالپنژها

میکروارگانیسم ها و فرآورده های آنها

کرایتریا (مشخصه )ترشحات نرمال :

شفاف و روشن و بی رنگ (در برخی موارد شیری رنگ )

 بدون بو و بدون علائم تحریک واژن

PH طبیعی واژن کم تر از 5/4

تغییرات فلور واژینال قبل و بعد از سن بلوغ :

در هنگام تولد ، واژینال نوزاد استریل میباشد ،در این زمان به دلیل وجود میزان بالای  گلیکوژن در سلول های اپیتیال و حضور استروژن مادر ،لاکتیک اسید تولید خواهد شد ،اما با از بین رفتن اثر استروژن بعد از گذشت چند هفته ، لاکتیک اسید نیز تا اغاز بلوغ ناپدید خواهد شد.

بعد از گذشت چندین سال ،در ماه های اولیه بعد از بلوغ جنسی و شروع قاعدگی،ساختار و عملکرد دستگاه تولید مثلی دچار تغییرات هورمونی منظمی میشود و این ثبات هورمون ها به ویژه استروژن به حفظ ثابت فلور واژینال نیز کمک خواهد کرد و از این زمان تا دوران منوپوز (یائسگی )فلور ان مخلوطی از لاکتوباسیل های بی هوازی  و هوازی ،استرپتوکوک آلفا همولیتیک ،پپتو استرپتوکوک ،مگاسفرا ،آتوپبیوم ،گونه های پره وتلا ،کلستریدیوم ،گاردنلا واژینالیس ،اوره آپلاسما ،اوره آلیتیکوم و ... میباشد .

چرا لاکتوباسیل!!؟؟

درسال 1892ژنیکولوژیست المانی به نام Albert Döderlein  توانست طی تحقیقاتش سرده ای به نام لاکتوباسیلوس که زیر مجموعه ی میکروارگانیسمی به نام پروبیوتیکس میباشد را کشف کند و انرا گِیت کیپِر یا محافظت کننده ی واژینال نامید.

لاکتوباسیل ها نیز از 15 زیرمجموعه تشکیل شده اند که مهم ترین انها در محیط اندوژنیتال به صورت زیر میباشند:


L. acidophilus /    L. casei,  /  L. plantarum,/  L. fermentum,

 L. cellobiosus,/  L. brevis,/  L. minutus /   L. salivarius  / L. crispatus  / L. iners  / L. jensenii  /

L. gasseri

 

متابولیسم حاصل از لاکتوباسیل ها :

تولید لاکتیک اسید:

یکی از مکانیسم های اصلی کامپوزیشن میکروفلورهای واژینال تولید ماده ای اسیدی به نام لاکتیک اسید میباشد که به کمک ان بتوان اسیدیته واژینال در محدوده ی 4.3 ثابت و حفظ شود .

هیدروژن پراکساید H2O2:

یکی دیگر از مکانیسم های لاکتوباسیل ها تولید H2O2 میباشد ،در صورت حضور این ماده در دوز مشخص و ایده ال میتواند از ورود یا تکثیر میکروارگانیسم های زیر جلوگیری کند.


HIV-1 / herpes simplex virus type 2 (HSV-2) / Trichomonas vaginalis / 

G. vaginalis / E. coli

از میان 4 زیرمجموعه ی هایلایت شده در بالا L.iners کمترین میزان تولید هیدروژن پراکساید را دارد.

 باکتریوسین:

پپتیدهایی (امینواسیدهایی پیچیده تر )که توسط باکتری ها تولید شده و دارای خواص انتی بیوتیکی میباشند اما انتی بیوتیک نامیده نمیشوند و از رشد باکتری های بیماری زا جلوگیری میکنند و در پایین نگه داشتن phموثر میباشد .

دو گونه لاکتوسین 160 و کریسپین حاضر در فلور واژینال میباشند.


 :  L .gasseri

میکروارگانیسمی میله ای شکل پپتیدوگلیکانی که از سرده ی لاکتوباسیل ها میباشد ،

علاوه بر محیط واژینال در محیط داخلی روده ها نیز یافت میشود .

در تولید لاکتیک اسید و هیدروژن پراکسید به منظور حفظ اسیدیته ی واژینال کمتر از 4.5 مانند سایر لاکتوباسیل ها نقش دارد.

پیک فعالیت ان ،هنگام کمبود اکسیژن و پوشیدن لباس تنگ و پلاستیکی به منظور جلوگیری از رشد پاتوژنز میباشد.

 

L . jensenii

23%از کلونی لاکتوباسیل ها را شامل میشود .

نمای میکروسکوپی :میله ای شکل

ویژیگی :میکروارگانیسمی گرم مثبت و بی هوازی

محیط سلولی موردنیاز برای تکثیر:به منظور رشد در حد ایده ال نیاز به محیطی سلولی حاوی فولیک اسید ،ویتامین  b12،نیتریک اسید ،...نیاز میباشد.

 فراورده ها: تولید لاکتیک اسید و هیدروژن پراکسید

 ماکسیمم فعالیت:رسیدن استروژن به بالاترین میزان خود در یک سیکل جنسی و همچنین در دوران مِنس (پریود )

 

  Lactobacillus crispatus:

32%از کلونی لاکتوباسیل ها را تشکیل میدهد.

میکروارگانیسمی که لاکتوز (قند حاصل از شیر )و سایر مواد قندی و گلوکز را به لاکتیک اسید متابولیزه میکند.

محل جایگیری ان :به دیواره ی سلول های اپیتیال واژینال میچسبند و مانع از اتصال پاتوژنز ها خواهند شد .

از رشد پاتوژنز های گروه بسیاری از پاتوژنز های گرم مثبت و منفی جلوگیری خواهدکرد.

 

L. iners:

میکروارگانیسمی که علاوه برداشتن متابولیسم یکسان همانند سایر گروه های لاکتوباسیل ها به هنگام تغییر فلور نرمال واژینال به ابنرمال فلور ، و در صورتی که عوامل زمینه ای خارجی در سطح گسترده وجود نداشته باشد ،میتواند نقش موثری را ایفا میکند.

 

عوامل موثر برتغییر فلور نرمال واژینال :

دوران مِنس :

به دلیل خارج شدن بافت نکروز و مرده به همراه خون که ph  ان 4.7 میباشد ،در نتیجه فعالیت لاکتیک اسید حاصل از متابولیسم باکتری ها را تحت الشعاع قرار میدهد و زمینه برای رشد میکروارگانیسم های بیماریزا بهتر برقرار خواهد شد ،حال اگر رابطه ی جنسی نیز در این زمان برقرار شود ،به دلیل انکه عفونت میتواند به صورت خاموش و بدون بروز علایم تیپیک  در ژنیتال مردان وجود داشته باشد ،میتواند خانم را در معرض انواع بیماری های امیزشی قرار دهد و بر اساس مدت درمان باید از داشتن رابطه جلوگیری شود تا از بروز و انتقال همان بیماری به همسر نیز جلوگیری شود و البته در این زمان خانم سلامتی جنسی خود را بازیابد ؛پس اقایون محترم  لطفا به این نکته توجه داشته باشید .... :)


روابط جنسی :

بعد از ازدواج و داشتن روابط جنسی ،فلور واژینال کم و بیش دچار تغییرات میشود ،به دلیل ورود مایع semene (منی ) و خاصیت الکالینی ان ،بر روی عملکرد لاکتوباسیل ها و سایر باکتری ها تاثیر گذار خواهد بود  ،اما در صورتی که دفعات اینترکورس در یک هفته بالاتر از 7 مرتبه باشد شرایط برای رشد و بیماری زایی پاتوژن های مهمی از جمله ، کلامیدیا تراکوماتیس ،مایکوپلاسماها فراهم خواهد کرد .


دوران بارداری و delivery(زایمان ):

 معمولا کلونی لاکتوباسیل ها افزایش میابد و حتی میزان حضور انها را تا 90%هم گزارش کرده اند ،ولی  میزان سایر باکتری ها مانند – Prevotella، G. vaginalis،و ... در تحقیقی مشخصی که در جامعه ی اماری بالا به اثبات رسیده باشد وجود ندارد .در سومین روز پس از دلیوری به دلیل وجود لوشیا (خونریزی پس از زایمان)، سوچورهای(بخیه ها ) واژینال  و تغییر در سطح هورمون ها می توانند فرد را مستعد کلونیزاسیون باکتری های بی هوازی کنند اما از حدود هفته ی ششم پس از دلیوری ، فلور میکروبی واژینال به حالت طبیعی خود باز می گردد.


در دوران منوپوز (یائسگی ):

به دلیل کاهش لِول هورمون استروژن ،متعاقبا گلیوکوژن موجود در سلول های اپیتلیال نیز متابولیسم کمتری خواهند داشت و در ادامه لاکتیک اسید کمتری تولید خواهد شد ،کاهش ترشح استروژن به همراه افزایش کلونی پاتوژنز بیماریزا مانند پری وتلا تیموننسیز ،پورفیروموناس ،پپتونیفلوس ،و ... باعث ایجاد خشکی در واژینال و دیسپارونی و درد در هنگام رابطه ی جنسی خواهد شد .

استفاده ی وسیع الطیف از انتی بیوتیک ها

استفاده از اسپرم‌کش‌ها و رینگ‌های واژنینال ، دیافراگم یا اسفنج ضدبارداری

استفاده از پدهای بهداشتی با قدرت جذب بالا در مدت طولانی

ضعف سیستم ایمنی ناشی از استرس و نگرانی و فشار عصبی

 

 

به طور کلی میتوان گفت :

فلور نرمال واژنینال شامل:

Mycoplasma species  – Ureaplasma urealyticum - Staphylococcus epidermidis -  Group B Streptococcus–  Viridans Streptococci –  Enterococcus species-  Lactobacillus species - Clostridium species  - Actinomyces species  - Bifidobacterium  species –  Propionibacterium acnes-  Peptostreptococcus species -  Neisseria species –  Acinetobacter species – Enterobacteriaceae  - Gardnerella vaginalis -  Candida species

پاتوژنز (میکروارگانیسم بیماریزا) واژینال :

Chlamydia trachomatis  – Gardnerella vaginalis  – Haemophilus ducreyi –  Mycoplasma hominis-  Mycoplasma genitalium –  Neisseria gonorrhoeae –  Neisseria meningitidis – Ureaplasma urealyticum

 

 "Es.aida"


موضوعات مرتبط :
مطالب مرحومه آیدا