سلام
28 سالمه، بخاطر از لحاظ مالی  سرپرست خونواده بودم، خواستگارامو رد کردم اما الان شرایطی پیش اومده که میتونم ازدواج کنم، من از لحاظ درونی فوق العاده دختر احساساتی و گرمی هستم، تنها مشکلم اینه که بعد ازدواج چطوری رفتار کنم که همسرم حس نکنه من دارم بچه بازی در میارم.

من دلم میخواد زندگیم پر هیجان باشه،دلم میخواد از لحاظ زناشویی هر روز تو رابطه مون تنوع داشته باشیم،خلاصه دلم یه زندگی یکنواخت و تکراری رو نمیخواد.

همش تو فکر هیجان مخصوصا تو بخش زناشویی هستم، میخوام بدونم چطوری به خواستگارام بگم که من از اون دخترایی هستم که شدیدا لمسی ام، شدیدا به بغل احتیاج دارم، چطور بگم من دختری ام که همش دنبال گرمتر شدن زندگی مشترکم هستم؟

وقتی پستای خانمای اینجا رو میخونم با خودم میگم نکنه من مشکل دارم؟ اخه خیلی هاشون میگن نباید مرد رو تو رابطه زناشویی یا کلا تو زندگی متوقع بار اورد، اونوقت مرد فکر میکنه،خبریه و دور بر میداره،میخوام از اقایون بپرسم واقعا اینطوریه ؟

اینکه من بخوام س.ک.س تو زندگیم شناور باشه،اینکه من میخوام س.ک.س تو زندگیم مختص مکان و زمان خاصی نباشه،غیر طبیعیه، از دید اقایون ممکنه همسر اویزون به حساب بیام و ازم خسته شن؟

من تو جامعه یه دختر مستقل و جدی هستم،اما تو درونم میدونم که فقط مقابل همسرم تبدبل به یه دختر اروم و مطیع میشم، بنظرتون من مشکلی دارم؟

راستش با خوندن کامنت های بعضی از خانمای این سایت حس میکنم من مشکل دارم ؟ راستش من دلم میخواد خونه مو پر کنم از ارامش و عشق،چون میدونم مردا بهترین روش ابراز محبتشون سکس عاشقانه با همسرشونه،دلم میخواد همیشه در اختیارش باشم،البته من شدیدا دختر لوس و حساسی ام ،اینکه میگم در اختیار همسرم باشم به معنی بردگی نیس،به معنی اینه که هرموقع همسرم بخواد بهش نه نمیگم منتها با ناز و عشوه اولش سر به سرش میزارم بعد اجازه میدم،دوستای متاهلم میگن اینطوری که تو میخوای زندگی کنی حتما شوهرت پررو میشه،میگن باید تو زندگی طوری باشی که مرد برات له له بزنه نه اینکه همش بفکر شوهرت باشی اونموقع مرد فکرمیکنه خبریه،راستش من چون دل نازکم از الان میدونم که نمیتونم ناراحتی همسرمو حتی برای ثانیه ای تحمل کنم،دوستام میگن اینطوری نمیتونی شوهرت تو دستات نگه داری،و دائما باید بگی چشم،در حالی که من قلبا و روحا دوست دارم شوهرم انقد مرد باشه که من فقط بهش بگم چشم منتها با ناز زنونه.

مورد دیگه اینکه من الان کارمند بخش دولتی ام و تو رشته ام تدریس هم میکنم ،اما جدیدا تصمیم گرفتم بعد ازدواج دیگه کار نکنم و شش دونگ حواسم به شوهرداریم باشه،مسئله اینجاست چون من ازترم یک دانشگاه کار کردم ،وبنا به روحیاتم کاملا حس استقلال طلبی دارم میترسم بعد ازدواج با رها کردن کارم اذیت بشم،میخوام از خانما بپرسم کار کردن تا ساعت سه ظهر میتونه خانم رو از شوهرداری دور کنه؟ (محیط کارم فوق العاده سالمه و یه محیط کاملا علمیه)


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها