13 آبان 97 :

سلام

از همه علی الخصوص خانم ها و آقایونی که قبلا پیگیرم بودن و از دوستانی من جمله آقا حامد ( آتش دل یا جام دل) آقا Amir ،آقای موریارتی و آقای eror هم دعوت میکنم اگر مایل هستن به پستم سر بزنن ممنون


21 شهریور 95 :

سلام

امیدوارم خوب و خوش و سرحال باشین.

من یه دختر 21 ساله م که به پسری از فامیلای دورمون ( درجه 4 میشه فک کنم!) علاقمند هستم و به دلایلی فک میکنم که اونم به من علاقه داره!
اون 22 سالشه ،دانشجوئه ،شاغله و خارج از کشور به دنیا اومده و فقط یک ماه در سال رو ایرانه اونم تابستونا ( تازه از ایران رفته ).

ما همبازی بودیم از همون اول کودکی ،و یه دورانی صمیمی بودیم ( تا 12 سالگی ) من از اول دوسش داشتم و همیشه فک میکردم اونم دوسم داره و قراره همیشه خوب و خوش کنار هم باشیم ولی اون .... نه

فک میکنم از زمانی که سنمون بالاتر رفت ( همون 12سالگی من و 13 سالگی اون ) و ترجیح دادم که از هم فاصله بگیریم ( طی جریاناتی که داخل پست شرح دادم حس کردم که تا اون زمان کاملا تو رویا بودم و اصلا قرار نبوده و نیست که ما بهم برسیم بنابراین فورا عقب نشینی کردم تا بیشتر از این وابسته نشم) ولی انگار اونم به من علاقمند شد ینی از از نظر من از اولم بی علاقه نبود ولی علاقش جدی شد

ولی دقیقا 4 سال بعد از این اتفاقات (16سالگیم) دوباره دیدمش و دوباره به خاطر توجهاتش حس کردم که شاید به من علاقه داره و بدین ترتیب تمام تلاشی که برای فراموشیش تو اون 4سال انجام داده بودم هدر رفت!البته من دست از تلاش برنداشتم و کوتاه نیومدم و همچنان اصرار به فراموشیش داشتم چون معتقد بودم که اون منو برای ازدواج نمیخواد پس اصلا اهمیتی نداره که چه رفتاری داره من باهاش کاری ندارم!!

تا همین پارسال تمام تلاشمو کردم ولی دیدم نمیتونم!!اگر میخواست فراموش بشه میشد دیگه ولی نشد همچین که یه ذره احساس موفقیت میکردم باز یه توجهی یه حرکاتی میزد که مجبور میشدم از اول شروع کنم

عمده ی توجهاتش چیه؟ نگاه

به هیچکس کاری نداره کلا آرومه، کم حرفه، فوق العاده هم سربه زیره(معروفه تو فامیل) ینی اگر ندونه اینی که کنارشه منم اصلا نگام نمیکنه حتی شده که از کنارش رد شدم منو ندیده ولی گاهی چنان به من خیره میشه که انگار تو یه دنیای دیگه س!!!قبلنا تا میدیدمش منصرف میشد اولین بار هم خیلی هل کرد ولی الان نه تنها هل نمیکنه بلکه از همون اول با لبخند نگام میکنه!!!

تا الان من یه کمی سرد برخورد میکردم چون نگاهاشو به پای سوءنیتش میذاشتم میگفتم وقتی منو برا ازدواج نمیخواد پس هر توجهیش معنی بدی داره و من باید با جدیت تمام کاری کنم که این رفتارا از سرش بیفته و منم راحت بتونم فراموشش کنم!

پارسال جفتمون یه مهمونی دعوت بودیم موقعی که وارد خونه شد من ازش فاصله داشتم و یکمی هم شلوغ بود نه من رفتم جلو نه اون اومد جلو و بدون هیچ سلام و علیکی رفت نشست بعد از یه ساعتی من داخل سرویس بهداشتی داشتم روسریمو مرتب میکردم که درو باز کرد!من یادم رفته بود درو قفل کنم خیلی آروم عذرخواهی کرد و صبر کرد تا کارم تموم شه موقعی که اومدم بیرون گفت:سلام حال شما؟ خوب هستین؟ببخشید معذرت میخوام منم که قرار گذاشته بودم اصلا حسابش نکنم جواب سلامشو دادم و بدون اینکه نگاش کنم رفتم نشستم

بعد از این یه بار دیگه موقعی که پدرش میخواست از ایران بره رفتیم برای بدرقه من اونو موقعی دیدم که داشت رد میشد که بره داخل اتاق خواب همینطور که داشت رد میشد من و افراد کناریم بلند شدیم و سلام کردیم اونم یه سلام عین جواب سلام قبلی من کرد و رفت!!!ینی برخلاف همیشه اصلا احوالپرسی نکرد و خیلی سرسنگین برخورد کرد

موقع خدافظی هم باز همینطور شد اون دم در ایستاده بود من که از پله اومدم پایین گفتم خدافظ و رفتم ولی نگامم نکرد!
بعد از این رفتارش نگران شدم که آخرش چی میخواد بشه؟ بالاخره ما فامیلیم نمیشه اینطوری رفتار کرد

امسال به خاطر علاقه ی خودم و به خاطر روابط فامیلیمون و به خاطر اینکه رفتاراش انگار تحت تاثیر رفتارای سرد من سرد شده بود و خب مقصرش هم خودم بودم تصمیم گرفتم رفتارمو عوض کنم و مث قدیما مهربون باشم و گرمتر رفتار کنم ینی در اصل عادی باشم و باهاش مث بقیه سلام علیک داشته باشم و درست رفتار کنم!

حالا الان رفتارش اصلا مثل آخرین بار سرد نبود همین که قصد کردم باهاش سلام و احوالپرسی کنم خودش منو دید و سریع یه سلام علیک گرمی با من کرد و منم برعکس همیشه خیلی خوشرو و با صدای رسا دونه ی دونه ی حرفاشو جواب دادم

اونم انگار حسابی حواسش پی من بود سر میز حواسش بود که غذارو به من دادن یا نه و وقتی دید توجه نکردن اشاره میزد که غذارو بهم بدن یا بعد از اون صندلی ای رو که جابجا کرده بودن برداشتم بذارم سر جاش که گفت اگر میدونستم من میذاشتم!!!خاطره تعریف کردم تمام حواسش پیش من بود و وقتی بخش آخر خاطرمو نگفتم ازم پرسید که آخرش چی شد؟این اولین باری بود که بعد از این همه سال دو تا حرف(به جز سلام و احوالپرسی )مستقیما بینمون رد و بدل میشد!!!

نگاهاش که همیشگیه ولی الان یه لبخندم بهش اضافه شده!!!به اضافه ی این اتفاقات که حالا ما با اینا خیلی کار نداریم . من میخوام بدونم حدس شما در مورد پایان این ماجرا چیه؟

دوس دارم نظر همه رو بدونم لطفا هر کس میتونه در این زمینه راهنماییم کنه  ツ

جریان ما خیلی مفصله من قبلا تو این پست تمام جزئیات رو گفتم . من الان دقیقا 5 ماهه که پیگیر این پست هستم و هنوز درگیرم . میخوام با مستقیم مطرح کردن سوالم از همفکری بیشتری بهره مند بشم . از اونایی که تا حالا کمکم کردن تشکر میکنم و از اونایی هم که کمکم خواهند کرد سپاسگزارمツ

اونایی که دوس دارن ببینن چیشد ولی حوصله ندارن:

تقریبا میشه گفت تو پست از کامنت امیر آقا ، جمعه ۱۱ تیر ۹۵ ،   ۰۴:۳۱ به بعد رو اگر بخونین همه چیز دستتون میاد  .

---------------------------------------------

16 فروردین 95 :

سلام دوستان
امیدوارم سال خوبی رو آغاز کرده باشین

حس میکنم این سوال، سوالیه که خانما بیشتر درگیرش هستن چون بیشتر مطلوب واقع میشن تا طالب

ولی خواهشم اینه که همه همکاری کنن (خصوصا آقایون): برای هم جنس هامون از تجربیاتمون بگیم و با توجه به شناختی که از همجنسامون داریم جنس مخالفمون رو راهنمایی کنیم .

دوستان لطفا راهنمایی کنین که اگر پسری بخواد از علاقه ی دختری مطمئن بشه چه بکنه و اگر دختری بخواد از علاقه ی پسری مطمئن بشه چه بکنه؟

خانما حتما از تجربیاتتون بگین لطفا و آقایون هم با توجه به شناختی که از جنس خودشون دارن حتما کمکمون کنن .

یشاپیش از همگی مخصوصا آقایون و آقا پسرایی که کمکمون میکنن تشکر و قدردانی میکنم اجرتون با خودش: )

من یه دختر مجرد زیر 25 سال هستم . سوالی که برام پیش اومده اینه که:

آیا تا به حال براتون پیش اومده حس کنین فردی به شما علاقه داره؟

آیا تونستید راه مناسبی برای اطمینان از علاقه ی اون فرد پیدا کنین؟

چطور این کارو انجام دادین؟

میشه برا من و دیگر دوستان هم توضیح واضح بدین؟

التماس دعا


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۱۲۴ مطلب)
مشورت در ازدواج آقایان (۱۵۵۶ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۳۸۶) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید