بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

در ادامه ی پست قبلی که در این  سایت تحت موضوع ( با اینکه صیغه ی محرمیت خوندیم نمیتونیم به چشم هم خیره بشیم )

حقیر قصد دارم که تجربیات موفق خودم را با دوستان در میان بگذارم و همینطور از تجربیات خواهران و برادران عزیز هم که گره گشا است استفاده کنم.

الحمد اللّه ربِّ العالمین احساس میکنم از وقتی که این محبّت الهی نصیبم شده خوشبخت ترین فرد دنیا هستم

همونطور که قبلا عرض کردم بنده دانشجوی یکی از مطرح ترین دانشگاه های علوم انسانی اسلامی هستم و همچنین همسرم نیز از طلبه های فاضل و با سواد یکی از حوزه های علمیه هستند و با وجود این که بنده سنم از ایشون چند سالی بیشتره ایشون با توجه به این در خانواده ای عالم پرورش یافته اند و خیلی زود علوم حوزوی را شروع کرده اند از نظر خیلی از مباحث علوم حوزوی از بنده سر هستند اما ادعای من بیشتره و سعی میکنم در بحث ها کوتاه نیام :-)

همونطور که در پست قبلی عرض کردم بنده در سن خیلی کم به فکر ازدواج افتادم و الحمد اللّه از چنین وصلتی چنان برکاتی دیده ام که فکر نمیکنم در خیلی از وصلت های باسن بالا دیده شود.

الحمد اللّه خداوند متعال پاداش پاکی و تحمّل و پاکدامنی من و همسرم را با این آرامش در کنار هم بودن به ما داد همان گونه که در مقدمه آیه 21 روم را آوردم این وعده ی خداست که عملی خواهد شد و نصیب افراد صالح و پاکدامن زوج هایی صالح و پاکدامن خواهد آمد

همان گونه که در پست قبل عرض کردم اوایل ما خیلی از هم خجالت میکشیدیم و دست دادن که هیچ توان صحبت و در چشم هم نگاه کردن هم نداشتیم از خجالت ولی شکر خدا با تلاش های برادر خانوم که هر از گاهی شوخی هایی میکرد و دست ما رو میگرفت و تو دست هم میگذاشت ( که میخواستم آبشم برم توی زمین )  و همین طور نصیحتای برادر خانومم به من و خانوم و نصیحت های پدر خانومم  (ایشون خیلی هوای منو دارند و اولین روز محرمیّت به خانوم فرمودند که دیگه اول ولایت ایشون برتو هست بعد ولایت من )  این نصیحت ها و ... باعث شد کمی خجالت ما بریزه و صمیمیّت ما بالا بره و همینطور یواش یواش بهتر و بهتر بشه و شناختمون از هم بیشتر بشه .

یکی از زیباترین کارهایی که من بهش علاقه دارم برداشتن چادر و روسری همسرم از سرش هست که البته الآن دیگه اون خیلی بیشتر از من سرخ سفید میشه و خوش مزه ترین خوراک دنیا میوه ایست که همسرم با تمام محبّتش برام پوست میکنه و البته من هم کمی علایق ایشون را فهمیدم مثل همین برداشتن حجاب توسط من که اون هم با این که خجالت میکشه میدونم که دوست داره چون از بیرون که میاد تو چادر و روسریش رو در نمیاره و مستقیما میاد پیش من میشینه و همینطور از تعریف کردن در موردش و ابراز علاقه هم قرمز میشه و وقتی دستش را میگیرم و دوستت دارم بهش میگم ضربان قلبش بالا میره و قرمز میشه و وقتی پشت دستش رو میبوسم با این که خجالت میکشه اونم دستم رو میبوسه و بعضی وقت ها که سر مسٱله ای باهاش شوخی میکنم حسابی با هم میخندیم و انگار هیچ غمی تو دنیا نداریم خلاصه حسابی هوای همو داریم و توی این مدت کوتاه ازدواج حسابی احساس رضایت و شادی داریم هر دو .

نهایتا چند تا نصیحت دارم برای خواهر برادرای عزیزم

اول اینکه همیشه پاکی تون راحفظ کنید و مطمئن باشید اگر صبر و تحمّل داشته باشید خداوند متعال وعده اش را محقق میکند و بهترین همسر روی زمین برای او را نصیبش میکند

دوّم اینکه سعی کنید همان موقعی که میبینید احساس نیاز به همسر دارید و به بلوغ فکری رسیدید دختر صالحی را ( با این که زیبایی خیلی مهم است اما اصل نیست ) بر اساس معیار های دینی اسلامی انتخاب کنید و به این مسٱله برایتان خیلی  اهمیّت نداشته باشد که پول و ماشین و ... باید فراهم باشد چون خداوند متعال این ها را میرساند و بنده برکات زیادی دیدم از این ازدواج همین طور در حدیثی از امام صادق علیه السّلام نقل است که اگر کسی به خاطر ترس از خرج آعله ی ازدواج ، ازدواج نکند به خداوند بد گمانی کرده است

سوم اینکه باید به این اعتقاد برسید با هر کسی که ازدواج کردید او بهترین همسر دنیاست و دائم به او ببالید و جلوی خودش هم خیلی از او تعریف کنید و به زبان بیاورید تاکید میکنم جلوی خودش به زبان بیاورید.

چهارم اینکه شتابزده و عجول هرگز عمل نکنید

پنجم اینکه سعی کنید به جای خواندن مطالب اینترنت و فروم ها مستقیما از متاهلین که زندگی خوبی دارند کمک بگیرید.

ششم همسر شما باید ملکه ی شما و آرامبخش شما و همدم شما باشد و شما هم همینطور و این که کسی به چشم مسئول نظافت و پخت و پز و. ..  به او نگاه کند نگاه احمقانه ای دارد و این را هم بدانید که همسر شما وظیفه ای در قبال پخت و پز و... ندارد و اگر این کار ها را میکند لطف و بزرگواری او را میرساند میرساند پس از این کار ها مثل غذایی که میپزد که معمولا اول کار نمیتوانند مثل مادرتان غذا بپزد و شاید هم حتی بد طعم باشد ولی با این حال شما باز هم از غذایی که پخته تعریف کنید و مطمئن باشید او خودش اگر غذایی بد طعم باشد میفهمد و تعریف شما باعث میشود که بفهمد با همه حالا پشت او هستید حتی اگر اشتباه کند.

و نهایتا این که به زندگی خود رنگ و بوی علوی و فاطمی بدهید و ائمه معصومین علیهم السّلام را الگوی زندگی خود قرار دهید و این حدیث حضرت ابا عبد اللّه الحسین (ع) که فرمودند برادرم نگاهت و خواهرم حجابت را یادتان باشد و چه قبل و چه بعد از ازدواج (همیشه) سر لوحه ی کار خود قرار دهید

و ان شاءاللّه دوست دارم نظرات شما عزیزان را هم بدانم و حقیر از تجربیات موفق و نکات شما هم بهره مند شوم.   با تشکر از همه
یا علی مدد
و من اللّه توفیق


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها مشورت در ازدواج آقایان مشورت در زن داری