سلام
من یه دختر 32 ساله هستم. فوق لیسانس دارم و معلمم. زندگیم خوبه خدا رو شکر. با پدر و مادرم زندگی میکنم و کلا زندگی سه نفره آرومی داریم. وقتی مشکلات زندگی آدما رو می بینم یا میشنوم به این نتیجه میرسم که آدم خوشبختی هستم و شاید تنها مشکلم این باشه که ازدواج نکردم. به همون علتی که خیلی از دخترای دهه شصت ازدواج نکردن.

یه خانواده مذهبی و نسبتا سنتی داشتم و همیشه سرم پایین بود و کاری به کار کسی نداشتم و باید منتظر انتخاب شدن میشدم ولی هیچ کس من رو انتخاب نکرد! و من محکوم شدم به تنها موندن ........ و بعدها مثل خیلی از دخترهای همسن و سالم متهم شدم به اینکه عرضه نداشتم یکی رو برای خودم پیدا کنم.

بگذریم .... 

الان مشکل من این نیست که کی مقصره که من الان مجردم و باید حسرت همدلی و محبت و عشق یه مرد یا حسرت در آغوش گرفتن بچه خودم رو توی زندگیم داشته باشم. چون دیگه به این نتیجه رسیدم که باید واقع بینانه به زندگی نگاه کنم.

با احساساتی شدن و حسرت خوردن و منتظر نشستن هیچ مشکلی حل نمیشه. درسته که الان خیلیا میگن سن ازدواج رفته بالا و این حرفا و امیدت رو از دست نده ولی من نمیخوام بیشتر از این خودمو گول بزنم. ممکنه من هیچ وقت ازدواج نکنم و به تبع اون هیچ وقت هم بچه دار نشم. همین الان هم از دید خیلیا از جمله خیلی از آقایون همین سایت من یه دختر ترشیده محسوب میشم!

میخوام بدونم اگر که من هیچ وقت ازدواج نکنم و تا آخر عمرم مجرد بمونم چه مشکلاتی ممکنه در آینده داشته باشم؟ برای پیشگیری و یا مقابله با اون مشکلات باید چی کار کنم؟ زندگی مجردی یه خانم چجوری میتونه راحت تر بشه؟

اگر کسی هست که در این زمینه تجربه شخصی داره یعنی اینکه ازدواج نکرده و سنش هم از سن متعارف ازدواج تو فرهنگ ما گذشته و تونسته با مشکلاتش کنار بیاد، خوشحال میشم از تجربیاتش استفاده کنم.

ممنون که وقت گذاشتین و خوندین.


برای مشاهده ی نظرات مردم در این مورد کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۶۲ مطلب)