سلام
دختری هستم ۲۹ ساله و کارمند رسمی و دارای تحصیلات تکمیلی، خواستگارهایی داشتم که شرایطشون در سطح بنده نبوده و خیلی پایین تر از من بودند گرچه دختری هستم که سخت گیر نیستم ولی موقعیت ازدواج خوب برام پیش نیومده و ملاکم اخلاق و رفتار و انسانیت بوده، و خیلی به این موضوع اهمیت میدم.

متاسفانه وقتی اطرافم بعضی رفتارهای اقایون رو میبینم از ازدواج کاملا متنفر میشم،یا تو جلسات خواستگاری خواسته های نامعقول و غیر منطقی اونا رو میشنوم واقعا از مردا دلزده و مایوس میشم،از یک طرف حس دوست داشتن یک نفر و تشکیل خانواده عذابم میده حس مادر بودن ،بچه داشتن ،محبت کردن و مراقبت از فرزند و ...

تازگی ها شنیدم که بهزیستی به دخترای مجرد بالای ۳۰ سال اگر شرایط لازم رو داشته باشند این امکان رو میده که دختر بچه ای رو به فرزندی قبول کنند، و شرایط سرپرستی به‌ نسبت قبل خیلی راحت تر شده ، مدتی به این موضوع فکر میکنم،من خونه دارم و حقوق ماهیانه  یک و هفتصد می گیرم.

از یه طرف شرایط ازدواجم فراهم نمیشه و از یه طرف میگم ثواب اخروی داره و با این کارم به نیاز به مادر بودن جواب داده میشه و بچه ی یتیمی صاحب خانواده میشه.

واقعا میدونم تصمیم سختیه ولی وقتی یه ادم سالم و خوب و پاک پیدا نمیشه چرا عمرمو همینجوری هدر بدم با این کارم زندگیم هدفمند میشه و تلاشمو برای خوشبختی یک نفر و رضایت خداوند انجام میدم و احساس بهتری از لحاظ روحی و روانی پیدا میکنم و پر کردن تنهاییم رو به طریق دیگه ای پاسخ میدم .

از دوستان عزیز میخواهم آیا با شرایط فعلی من ، گرفتن همچین تصمیمی صحیح هست ؟؟ ایا عجولانه نیست؟ ایا چند سال صبر کنم بعد تصمیم بگیرم ؟؟

من واقعا قید ازدواج رو با شرایط الان جامعه زدم !!! اگر شرایط سرپرستی بچه های بهزیستی رو میدوننن خواهش میکنم راهنمایی کنند؟ و ایا این قانون قابل اجراست یا نه ؟؟

ممنون از همه دوستان

مردم در مورد این موضوع (۳۴) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
ازدواج و مسائل گوهران کشف نشده (۷۰ مطلب)