چهارمین بخشی که نوع ارتباط اموات با عالم دنیا است ارتباط با قبور خاکی و زائرین قبر آنها است . درست است که وقتی شخصی از دنیا می رود ارتباط تدبیری روح او با بدن قطع می شود . یعنی دیگر روح ، بدن را مدیریت نمی کند . و کنترل یک بدن سبکی به نام بدن برزخی و مثالی را به عهده می گیرد اما چون سال ها با بدن خود بوده و با آن انس گرفته است بعد از مرگ نیز انس و علاقه ی او با این بدن برقرار است .

به بدن خود و قبری که این بدن در آن مدفون است توجه و علاقه دارد و به قبرها و بدن های دیگر کاری ندارد . بخصوص در ساعات و روزهای اولیه ی پس از مرگ ، با اینکه روح از بدن جدا شده و در برزخ است اما آنقدر توجه و علاقه به آن دارد که اگر این بدن را حرکت بدهند و تشییع کنند ، غسل بدهند و آنرا در داخل قبر قرار بدهند هنوز حس می کند که داخل بدن است و فکر می کند که این وقایعی که برای بدن اتفاق افتاده ، در واقع برای خود او اتفاق افتاده است .

همه ی ما در خواب این مسئله را چشیده ایم . یک زمانی است که ما نمی دانیم خواب هستیم و بدن گوشتی ما زیر لحاف است و با بدن سبک دیگری در خواب حرکت می کنیم . اما این مسئله را نمی دانیم و فکر می کنیم که هنوز در بیداری هستیم . لذا اگر از یک بلندی بیفتیم فکر می کنیم که اگر به زمین بخوریم متلاشی می شویم . در عین حال آن بدنی که در خواب است اگر زمین هم بخورد هیچ اتفاقی نمی افتد .

اما چون روح به آن بدن گوشتی علاقه دارد فکر می کند در خواب نیز همان است . این اشتباه برای او رخ می دهد . یک مرتبه فریاد زده و از خواب بیدار می شود و تازه متوجه می شود که کابوس می بیند . بخاطر شدت انس و علاقه ، این اشتباهات رخ می دهد .

شخصی هم که از دنیا رفته چون به شدت با بدن مادی خود علاقه و انس پیدا کرده است در آن ساعات و روزهای اولیه که با عالم برزخ را نیافته و با بدن برزخی خود انس نگرفته است ، هنوز گمان می کند با بدن خاکی است و چیزهایی که به سر آن بدن می آید فکر می کند برای خود او اتفاق می افتد .

زمانی که بدن را به حفره ی خاکی می برند فکر می کند که جای زندگی او اینجا است . در حالی که محل زندگی او برزخ است . اما چون با بدن ارتباط شدیدی دارد به این صورت است . یک مدت که از ساعات و روزهای اولیه ی مرگ بگذرد و آرام آرام با آن عالم و بدن برزخی انس پیدا کند ، دیگر آن شدت و علاقه ی او با این بدن مادی و خاکی کم می شود .

اما هیچگاه به طور کلی قطع نمی شود. حتی اگر سالها پس از مرگ بدن او در قبر بپوسد باز هم به آن ذرات بدن، انس و علاقه و توجه دارد . با توجه به این مطلب اگر از ما بپرسند بهترین و نزدیک ترین راه ارتباط با اموات کجا است ؟ می گوییم کنار قبر آنها .

چون اموات به قبر توجه دارند . بهترین و نزدیک ترین جای ارتباط با اموات جایی است که کنار جسم آنها است . این میت از عالم برزخ هنوز به آن توجه و عنایت دارد . به همین جهت در دستورات دینی ما توصیه شده برای زیارت اهل قبور ، هدیه دادن ، دعا ، استغفار و قرآن خواندن به کنار قبر آنها بروید با اینکه می توان از راه دور قرآن بخوانیم و برای آنها هدیه کنیم .

این مسئله نیز به آنها می رسد اما بر سر مزار خصوصیت بیشتری دارد . چون نزدیک تر است و راحت تر ارتباط برقرار می شود . توجه اولیه ی اموات در عالم دنیا به آن مکان است . لذا اگر در آن مکان باشد سُرور زیادی برای آنها ایجاد می شود .

محمد بن مسلم از یاران بسیار خوب امام صادق (ع) از حضرت می پرسد: آیا وقتی ما به زیارت اهل قبور می رویم آنها متوجه می شوند ؟

امام صادق (ع) می فرمایند: به خدا قسم بله . هم می فهمند که شما رفته اید و هم خوشحال می شوند و با شما انس می گیرند .

در روایت دیگری داریم که وقتی زائر قبر اموات می رود ،یک مقدار ترس و وحشت به آنها دست می دهد . و از تنهایی دل آنها می گیرد. بنابراین کنار قبر رفتن این خصوصیت را دارد . چون نگاه شخص متوفی در عالم برزخ هنوز به این جسم و قبری که محل جسم او است برقرار است .

به خاطر همین ارتباط و علاقه ای که اموات با جسم خود دارند ، گفته شده که بعد از مرگ به بدن احترام بگذارید . فکر نکنیم که شخص از دنیا رفته و هر کاری می خواهیم با بدن انجام دهیم .

گفته شده که هنگام دفن ، شخص را در محل آلوده دفن نکنید . چون ارتباط روح و علاقه و توجه او با بدن هنوز برقرار است . این احترام به بدن در واقع احترام به روح است . نبش قبر حرام است به این خاطر که روح اذیت می شود از اینکه می بیند به او بی احترامی می شود .

همانطور که وقتی شخص زنده است اگر به او بی احترامی شود ناراحت می شود. در آنجا نیز که چون هنوز علاقه ی روح به بدن وجود دارد بی احترامی به بدن در واقع بی احترامی به آن شخص مومن است .

به همین خاطر است که در خصوص زیارت ائمه (ع) گفته اند که چه زیارت از دور و چه سلام دادن از نزدیک هر دو خوب است اما زیارت از نزدیک افضل است . چون ائمه به جسم مطهر خود و قبری که جسم در آن قرار دارد عنایت دارند .

فضای آن مکان فضای عنایت و توجه اهل بیت و یک فضای معنوی ویژه است . از این جهت گفته هر چقدر به کنار قبر آنها برای زیارت بروید بهتر است . به همین دلیل است که گفته اند وقتی که کسی از دنیا رفت اگر امکان دارد در حرم های مطهر معصومین و نزدیک قبور آنها دفن کنید .

چون وقتی که معصوم به قبر خود عنایت دارد، آن محوطه یک معنویت خاص دارد . البته آن جسمی را که به اماکن مقدسه می برند باید یک صلاحیت حداقلی داشته باشد که بتواند از آن فضای معنوی که عنایت معصوم به جسم خود است بهره مند شود .

به همین دلیل توجه روح به جسم است که برخی از بدن ها بعد از مرگ پوسیده نمی شود . برخی از روح های پاک و مطهر وقتی که از دنیا می روند ، خدا به احترام آن توجهی که آنها به بدن خود دارند بدن را نگاه می دارد .

به عبارت دیگر آن روح مطهر و پاک ، با اجازه ی خداوند و با توجه به این بدن ، کاری می کند که بدن پوسیده نشود . این مسئله فقط در مورد انسان های خاص اتفاق می افتد و برای همه نیست .

فقط در مورد کسانی که روح های بسیار قوی و پاکی دارند . چون به بدن خود توجه دارند به اذن پروردگار با این توجه کاری می کنند که بدن پوسیده نشود . لذا بدن اولیای الهی هیچگاه نمی پوسد . بدن برخی از بندگان خوب خدا غیر از معصومین نیز به این صورت است .

مرحوم ابن بابویه شیخ صدوق که در همین نزدیکی تهران است نزدیک به هزار سال پیش در زمان غیبت صغری زندگی می کرده است . که ایشان به دعای امام زمان (ع) هم به دنیا می آید. وقتی پدر ایشان از حضرت درخواست کرده بود که دعا کنید خداوند یک فرزند صالح به من بدهد . امام زمان (ع) دعا کرده و شیخ صدوق به دنیا آمده بودند .

ایشان کتاب های بسیار ارزنده و متعددی دارند که یکی از آنها از منابع چهارگانه ی حدیثی شیعه است .

در زمان فتحعلی شاه قاجار، حدود صد و نود سال پیش بر اثر یک بارندگی و سیلی که کنار قبر ایشان راه افتاده بود ، قبر تخریب شده و بدن ایشان مشخص می شود . برخی از بزرگان زمان به آن سرداب و زیر زمین برای دیدن بدن می روند و می بینند کاملاً سالم است .

مرحوم آیت الله خوئی ، مرحوم آیت الله حکیم و مرحوم آیت الله شاهرودی رفتند و دیدند که بدن مرحوم شیخ طوسی در نجف کاملاً سالم بود . شیخ طوسی نیز حدود هزار سال پیش زندگی می کرده است .

معروف است که در زمان شاه اسماعیل صفوی قبر حر به دلیلی شکافته می شود ، بدن او کاملاً سالم بوده است.

در تاریخ است که به دلیل زخمی که ایشان برداشته بود حضرت ابا عبدالله یک دستمالی بر روی سر ایشان بسته بودند . حتی آن دستمال نیز بود . بعد از آن شاه اسمعیل صفوی دستور داد که یک بارگاه برای ایشان درست کنند . البته این به آن معنا نیست که اگر هر بدنی پوسید پس آدم خوبی نبوده است .

به هر حال پس از مرگ ارتباط مدیریتی روح از بدن برداشته می شود و نمی تواند آن را حرکت بدهد . اما علاقه به این بدن و به دنبال آن به قبری که این بدن در آن است ، وجود دارد . از راه دور نیز خیرات و مبرات به اموات می رسد .

البته این را انکار نمی کنیم که محل قبر یک توجهی دارد . که اگر فرد بتواند قبری را پیدا کرده و به کنار آن برود بهتر است . در عین حال اگر قبری در دسترس نبود اینطور نیست که هدایا نرسد .


" مباحث یاد مرگ - حجت الاسلام عالی - برنامه سمت خدا - http://samtekhoda.tv3.ir "


موضوعات مرتبط :
مباحث یاد مرگ