سلام به همه دوستان عزیز

نمیدونین  الان که این متنو می نویسم چقد داغونم. دختریم 23 ساله. دو ساله ازدواج کردم با کسی که سال ها آرزوشو داشتم. من دختر گرمی هستم اما همیشه از خدا میخواستم کمکم کنه ایمانمو حفظ کنم و همسرم تنها پناهم واسه نیاز ها و آرزوهام باشه.

خدام همونیکه واقعا دوسش داشتم نصیبم کرد. من به همسرم خیلی علاقه دارم. پاکی و نجابت ایشون, توی این دوره زمونه کم پیدا میشه. با تمام اینا ,اما هنوز با اینکه تازه 2 سال زندگی مشترکمونو شروع کردیم دارم به طلاق و جدایی نزدیک میشم:(((.

مشکل ما از همون اول ازدواج شروع شد.همسرم از اوایل دوره جوونیش ریزش موی مردانه دچار شده بود و بخاطر این مساله روحیشو کاملا باخته بود. با کمک داروهای هورمونی الان کاملا موهاشو حفظ کرده و هیچ مشکلی از این نظرم نداره. اما این داروها به شدت از میل جنسی ایشون کم کرده. ما هر دومون به همدیگه با تمام وجود عشق میورزیم اما ایشون هیچ تمایل نزدیکی به من ندارن.

بار ها ازشون خواستم که داروها رو ترک کنن اما به هیچ وجه حاضر نیستن موهاشونو بخاطر میلشون از دست بدن. با اینکه حتی الان ایشون تمام تلاششو برای ارضای من میکنن اما قدرت نعوظشون کاملا از بین رفته.

این مساله باعث شده که رابطه ی ما یه رابطه ی تکراری و یطرفه شده. خودم هم وقتی میبینم همسرم هیچ لذتی نمیتونه ببره سرد شدم.

بخاطر این مساله هم افسردگی شدید گرفتم. بخاطر این موضوع الان حتی از نظر عاطفیم روز به روز از هم دور میشیم. از همه خواهش میکنم راهکاراشونو در میون بذارن :(