سلام دوستان 

خانومی 26 ساله ام . حدود سه هفته  از ازدواجم میگذره . ازدواجم با همسرم تقریبا سنتی صورت گرفت . همسرم مرد خوبیه و واقعا بهش علاقه دارم . 

مشکل من درست برمیگرده به همون شب اول عروسی . فرض کنید یه دختر خانوم با لباس خیلی باز بیاد جلوتون و بدون اینکه به شما نگاه کنه به شوهرتون یه کادو و نامه بده و بره . چه حالی میشید ؟ این دقیقا شروع مشکلمون بود . همسرم هم تو بهت بود و بعد اخماش رو کشید و خیلی عصبانی شد . 

چون همون موقع فیلمبردار ازمون درخواست کرد دستوراش رو برای فیلمبرداری انجام بدیم وقت نشد چیزی بهش بگم فقط تا آخر شب فکرم مشغول بود . 

شب که رفتیم خونه خودمون همسرم اول میخواست قضیه رو ادامه نده اما با اصرار من حقیفت رو گفت . مثل اینکه در گذشته با کسی دوست بوده قصد آشنایی برای ازدواج . بعد دیده دختره عقایدی داره که بهش نمیخوره رابطشون بهم خورده اما ایشون انگار خیلی به شوهر من علاقه داره و این ازدواج براش قابل تحمل نیست . 

تو نامه هم عین این فیلم ها تهدید کرده بود که نمیذارم خوشبخت شی و از این حرفا . اولش با شنیدن این حقیقت خیلی بهم ریختم . یه دو سه روزی سرد بودم با شوهرم اما وقتی برام قشنگ توضیح داد فهمیدم همسرم مقصر نیست و سعی کردم فراموش کنم . 

اما درست چند وقتیه اذیت های این دختر خانوم شروع شده . مدام به گوشی همسرم اس میده . با اینکه شوهرم خطش رو عوض کرده نمیدونم از کجا شمارش رو میاره . وقتایی که از خونه میرم بیرون می بینمش وایساده طور عجیبی با کینه نگام میکنه . دو سه بار رفته محل کار شوهرم داد و بیداد که این مرد خیانت کاره و از این حرفا . 

یه سره زنگ میزنه خونه صبح ها وقتی تنهام و مزاحمم میشه و با حرفاش اعصابم رو بهم میریزه . تهدیداش آسایش رو از زندگی خودم و شوهرم گرفته . 

مدام به بیگناهی شوهرم تو این ماجرا فکر میکنم . نمیخوام زندگیم خراب شه . سعی میکنم تو این شرایط بحرانی و تا رفتن  اون دختر خانوم از زندگیمون همراه همسرم باشم . 

اما جدیدا دارم تو تصمیمم سست میشم . مدام فکرای بدی میاد تو ذهنم . تهدیداش داره میترسونم . حرفاش هم عذابم میده . میگه با شوهرم رابطه داشته . میگه عکساش رو میفرستم باور کنی . و این حرفا کلی ناراحتی انداخته تو جونم . 

شوهرم هم داغونه و خیلی پشیمونه . جالب اینه دوستیشون هم کمتر از دو هفته بوده و شوهرم تا دیده دختر خانوم خیلی بهش نمیخوره ولش کرده اما نمیدونم چرا این خانوم گیر داده به زندگی تازه شروع شده من و همسرم ؟ 

هدفم راهنمایی خواستنه که چیکار کنم بتونم اروم باشم ؟ چه جوری حضور دختر رو حذف کنم و زندگی عادیم رو ادامه بدم در حالی که هست ؟ جیکار کنم شک و تردید ها به شوهرم از بین بره ؟. باید چه برخوردی با این دختر خانوم بکنم ؟ 

این سایت معرفی یه دوست خوب بهم بود . گفت افراد با تجربه و دانایی نظر میزارن و مشکل خیلی ها رو حل کردن . منتظر راهنماییتون هستم . 

ممنون . 


کاربران محترم خانواده برتر در مورد پست (شب عروسیم یه دختر با لباس باز به شوهرم یه نامه داد) ، (۶۷) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید یا اینجا (کلیک-لمس) کنید.
↓ موضوعات مرتبط ↓ :
راهنمای زوج های جوان (۱۰۸ مطلب مشابه)
↓ موضوعات پربیننده و منتخب ↓ :
ابراز علاقه دختر به پسر نیاز جنسی دختران نیاز عاطفی دختران دختران مجرد 30+ سال پسران مجرد 30+ سال آموزش های شوهرداری آموزش های زن داری دوستی به قصد ازدواج مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی پرده بکارت درد دل های پسران تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری فشار جنسی قبل از ازدواج عشق