بهروز 30 ساله :

سلام

سوالی که خدمت شما میخوام بپرسم شاید جواب شما روی تصمیم گیری بنده تاثیر داشته باشه لطفا از کسی دفاع نکنید خودتون رو هم جایی کسی نذارین

حدود 1 ماه عقد کردم یک و نیم سالم هم در کل با هم بودیم خانواده ها در جریان بودن و با خانواده ها در رفت امد بودیم همسرم رو توی دانشگاه انتخاب کردم و اونجا از طریق یکی از اساتید اقدام و صحبت کردیم دختری مد نظر بود از اخلاق و ایمانش به شدتت خوشم از نظر قیافه هم خوب بوده توی 1.5 سال هیچ چیز بدی ازش ندیم .

بسیار تحقیق کردم ولی شب زفاف با هم رابطه ای انجام ندادیم بهش گفتم من تو رو فقط واسه سکس نمیخوام چند شب پیش که کنار هم بودیم از روی شوخی بهش گفت جوری پرده برداری کنم که خون به پاشه روی دکه و دیوار مثه فیلم اره .

شروع به گریه کردن کردن بعد مدتی گفت که پرده نداره . 22 سالگی از دستش داده و پسری که میگه نامزدش بوده اینکار رو کرده بعد ولش کرده خودش گفت قصد ازدواج نداشته و به من هم علاقه پیدا کرده .

من تا حلا دوس دختر نداشتم ولی این غیرتم اجازه نمیده کنارش باشم فکر میکنم چند بار همبستر شدن باهاش دیگه ازش متنفر شم من گناهی مرتکب نشدم که همسرم زنا کاره .

گفتم مهرت حلال جونت ازاده طلاق . گفت بزار یکی دو ماه دیگه ابروم رو نبر و..... چرا قبل از عقد چیزی نگفت خواستگار هم زیاد داشته چرا اینقدر ادعای ایمان و وفاداریش میشه بهم چیزی نگفت من چیکار کنم ؟

خسته ام کرده دوسش دارم دیونشم ولی وقتی فکر میکنم یکی دیگه لختش کرده میرزم بهم من خودم لختش نکردم دارم دیونه میشم چرا خدا نشونه ای ازش بهم نشون نداد ؟

الان سرما خورده دلم میخواد برم نازشو بکشم بغلش کنم ولی فکر این اعصابم رو میرزه بهم نمیخوام ازش استفاده و بعد طلاقش بدم میخوام همین اول طلاقش بدم...

راستی همسرم 28 سالشه و ما 8 روزه رفتیم سر خونه زندگی خدا رحمتی ...... من چطور بهش اعتماد کنم قبلا از این دیگه با کسی نبوده و نخواهد بود ؟

بسیار شکاک شدم کفر و کافری هم زیاد کردم بار اولم بود کفر میگفتم نماز هم بیخیال شدم .... میخوام ببخشمش ولی نمیدونم این حس بخشیدن نکنه مال این چند روز باشه ....

فکر توی بغل کسی بودنش من رو دیوونه میکنه

موضوعات مرتبط: راهنمای زوج های جوان ,