یکی از آشناهای من با یک همچین تیپ زننده ای رفته بود آمریکا . بعد از چند سال که برگشت چنان ظاهر محجبه ای پیدا کرده بود که در نظر اول قابل شناسایی نبود. علت رو که پرسیدیم اینطور گفت:

همیشه به خاطر حجاب نکردن دوست داشتم از ایران برم. و رفتم. اونجا کاملا از قید حجاب خودم رو خلاص کردم و آرایشم بسیار بدتر از اینجا بود . ولی به خاطر اون سر و وضع بدی که داشتم خیلی بهم توهین شد که البته حقم بود . اونجا کسی به این شدت آرایش نمیکنه و بد لباس نمی پوشه مگر در جشن و مهمانی و یا زن های فاحشه .

من هر بار که بیرون میرفتم مخصوصا ایستگاه های اتوبوس و ... مردانی به سمتم میومدن و پیشنهاد ناجور میدادن و آدرس محل کار ..... می پرسیدن . خسته و کلافه از این وضعیت از یکی از دوستان علت رو پرسیدم و گفتم چرا بین اینهمه آدم به من میگن ؟ گفت خب تو خودت میخوای که بهت بگن.

اگه حال و هوای اینجا اومدن دیگه از سرت افتاده بهتره یک نگاه به دور و برت بندازی تا ببینی کسی آرایش به شدت تو نداره مگر اینکه زن فاحشه باشه. بعد از چند ماه به خاطر کار همسرم و البته ناامنی امریکا به یکی از کشورهای اروپایی رفتیم.

یکی از دوستام منو با یکی از مراکز فرهنگی اسلامی آشنا کرد . از کشورهای زیادی اونجا میومدن . کم کم نحوه حجاب و پوششم عوض شد.

تازه مسلمانها گاهی ازم سوالهایی میپرسیدن و من بلد نبودم جواب بدم و خجالت میکشیدم.

تازه قدر کشورم ، دینم و حجابم رو فهمیدم . کاش اینهمه سال رو تباه نکرده بودم.

بعد از بچه دار شدن هم تصمیم گرفتیم برگردیم ایران. 

این خانوم رفت ، دید و این بار خودش فهمید و برگشت. الان هم یکی از مبلغین هست.


ارسال شده توسط یکی از بازدیدکنندگان


موضوعات مرتبط :
جنگ نرم ( آتش به اختیار )