سلام 

من مشکل بزرگی تو زندگی با شوهرم دارم که ازتون راهنمایی می خوام

من الان 28 سالمه 3 سال پیش ازدواج کردم شوهرم مکانیکی داره و وضع مالیمون بد نیست مشکل بزرگی که ما داریم از همون اول زندگی شروع شد من به شدت از رابطه جنسی می ترسیدم و اجازه نزدیکی به شوهرم نمی دادم همین ترسم باعث شد که شوهرم به مرور زمان از دستم دلخور بشه و دیگه سمتم نیاد که همین مساله باعث شده بعد سه سال زندگی هنوز دختر باشم خوب اوایل ازدواج اصلا اطلاعات جنسی نه من و نه شوهرم نداشتیم ولی یک سالی هست که اینترنت داریم و من تقریبا خیلی چیزها رو یاد گرفتم .

ولی این ترسم اصلا از بین نرفته و از دخول می ترسم همین مساله فاصله زیادی بین من و شوهرم انداخته تا جایی که دو ساله جای خوابمون جداست زندگی ما دو نفر شده عادت نه عشق و علاقه چون شوهرم به قول شما قلب عاطفیش رابطه جنسیه بعد ابنکه نتونست با من رابطه جنسی داشته باشه کم کم سرد شد و محبتش از بین رفت و الان فقط صبح میره سرکار شب بر میگرده شامو میخوره می خوابه  نه محبتی نه احساسی فقط اگه من مریض شدم مهربون میشه و اصرار میکنه که بریم دکتر تا خوب میشم میشه عین اولش.

 اصلا درک نکرده که ترس من دست خودم نیست فکر میکنه من از قصد راضی به رابطه جنسی نیستم دقیقا دو سال پیش حرفایی به من زد که خیلی ازش دلخور شدم بهم گفت چرا به من جواب مثبت دادی تو که منو دوست نداشتی در صورتی که من هم دوستش داشتم و هم دارم دیگه شرایط برام قابل تحمل نیست خیلی زندگیم بی روحه شوهرم منو برای خودم دوست نداره اگر داشت هیجوقت اینطوری رفتار نمی کرد اینقدر بی احساس نمی شد فقط دوران مریضی بهم محبت نمی کرد البته ته دلش منو دوست داره چون هیچوقت حرف از طلاق نزده فقط سرم غر میزد اونم یکسال اول الان همون طور که گفتم شده ساکته ساکت مرد خیلی خوبیه خیلی مظلومو سر به راهه ولی زندگیمون شده عادت نمی دونم چیکار کنم .

موضوعات مرتبط: راهنمای زوج های جوان ,