سلام

بیش از اندازه همسرم رو دوست دارم. خیلی دوستش دارم. خیلی دوستش دارم. بیشتر از 5 ساله که عاشقشم. چند ساله که دیگه دوستم نداره. ایراد های خودم رو داشتم. موفق نیستم. خوش قیافه نیستم. لوسم و اگر مشکلی پیش می اومد با بد اخلاقی نشون می دادم. بلد نبودم حرف بزنم و اعتماد به نفس داشته باشم. من هیجی جز دوست داشتن نداشتم که با من وارد رابطه شد. خیلی سختی کشید. من کور بودم انگار.

خیلی دوستش دارم. تجربه رابطه قبل از اون نداشتم و نمی دونستم یه رابطه ممکنه از بین بره. بعد از دو سال که هیچ نزدیکی ای نداشتیم بهش خیانت کردم. مریض شده بودم. واقعا من نبودم مریضی بود. حتی خودم هم باورم نمی شه این کار رو کردم. فهمید. بهم گفت تو برام مهم نیستی و من می خواستم طلاق بگیرم اما این کارت باعث شد دیگه احترامی هم برام نداشته باشی و مطمئن بشم.

طبق تمام احتمالات اون از من جدا می شه. گاهی فکر می کنم به نفع خودشه که جدا بشه و باید بذارم جدا بشه. اما نمی تونم. بدون اون می میرم. حتی اگر بخاطر بوجود نیاوردن دغدغه عاطفی برای اون و بخاطر مادرم نمیرم یه مرده متحرک می شم. این روزها همه ش گریه می کنم. پشت فرمون گریه می کنم. سر کار میرم تو دستشویی و گریه می کنم. تو خیابون گریه می کنم دیگه اصلا برام مهم هم نیست غریبه ها ببینن. آدم معتقدی نیستم اون هم نیست اما حتی به خودم میگم شاید یکی ببینه و برام دعا کنه. 

ممکنه منو ببحشه؟ فقط یک درصد امیدواری من به این مسئله کمکم می کنه زنده بمونم. دختر محکم و سختیه و نمی بخشه. توی دو سه سال گذشته نمی دونم چطوری چشم هام بسته شده بود. 

لطفا با توجه به شرایط اگر می تونید دعا کنید برام. اگر می تونید کمکم کنید. لطفا ننویسید امیدت به خدا باشه و چیز های دیگه الان دیگه امیدم به همه چی هست. حتی به صدای پرنده ها. اگر می تونید کمکم کنید که چیکار کنم. زندگی فقط با اون برام قشنگه.


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مشورت در زن داری (۲۷۶ مطلب)
روابط عاطفی زن و شوهرها (۵۳ مطلب)

کاربران خانواده برتر در مورد پست (چطوری زنم رو نگه دارم؟) ، (۱۶۳) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید
↓اگر می خواهید این مطلب را به دوستان تان معرفی کنید یکی از شکلک های زیر را انتخاب بفرمائید↓