سلام به همه خانواده برتری های عزیز

من دختری ۱۸ ساله هستم و مجرد، من یک عروس خاله دارم که به شدت سر به سرم میذاره !!! یعنی یه جورایی لجم رو در میاره، مثلا ما به خاطر فامیل مون که زیاد باهاشون راحت نیستیم به خاطر دلایلی، و هر وقت از خونه هاشون میاییم مامانم از شدت حرص سرش درد میگیره ( بیشتر فامیل بابام خیلی پشت سرمون غیبت میکنن و تهمت میزنن). به خاطر همین رابط مون رو بسیار کم کردیم.

عروس خاله م هم میدونه رابطمون کمه، یهو تو جمع در میاد میگه : کی دیشب خونه عموت بودی؟ کی خونه عمت بودی؟ چند تا عمو داری؟ ( به حالت تمسخر میپرسه).

یا مثلا، یه بار حرف از خواستگار رو اینا شد که بعضی دختران ( بعضی هاشون نه همه ) خودشون رو واسه پسر فامیل میکشن و هی میان میچسبن به خواهر پسره تا برن واسش خاستگاری و اینا ... بعد یهو تو جمع در اومد به من گفت: منم داداش دارما!!! و بعد خندید... ( داداشش ۲۳ سالشه و خیلی تعریف داداشش رو میده؛ مثلا یه دختر فامیل مون خیلی سبک بود و خیلی توجه میکرد به داداشش؛در اومد گفت به من ، وای داداش من از این جور دخترها خیلی بدش میاد !).

من خیلی به خاطر حرف منم داداش دارما، بدم اومد. من همیشه با وقارم و سنگین ، چه جلوی نامحرم و چه محرم. تو جمعه های فامیلی و دوستانه هم اگه صلاح ببینم شوخ طبعم و همیشه لبخند روی لبامه چون حس خوبی بهم میده.

یا مثلا فقط خودش و خانوادش رو اجتماعی میدونه، و هر وقت منو میبینه تو جمع فامیلی بهم میگه؛ چه عجب خانوم ما تو رو دیدیمت ! ( خب وقتی که مدرسه میرفتم نمیشد هر جایی و هر وقتی برم؛ حالا هم که دانشگاه میرم و تو جمعه های فامیلی همش حضور دارم تا جایی که میشه؛ دوباره در میاد همین رو بهم میگه !!!). من دختر اجتماعی هستم، البته الان اجتماعی تر شدم.

کلا خیلی لج درآره، معنی این کاراش چیه ؟ چی کار کنم که دیگه نتونه باهام این جور رفتار کنه ؟همیشه محترمانه و با لبخند جوابش رو میدم. آخه یعنی چه ؟ وقتی که کنکور دادیم، پرسیدم فامیل هاتون رتبه هاشون چند شد؟ خوب شد ؟ در اومد با یه عشوه ای گفت، دخترهای فامیل ما سه تاشون دولتی قبول شدن و دو تاشون رتبه ۳ رقمی شدند. و به چیزی که میخواستن رسیدند. منم پیام نور قبول شدم و از رشته و دانشگام راضیم. 

اصلا هم آدم حسودی نیستم و همیشه واسه موفقیت و خوبی افراد دعا میکنم. ولی این عروس خاله ی من فکر میکنه من و خواهرم آدم های بی عرضه ای هستیم یا زرنگ نیستیم. ( در حالی که هم با عرضه ایم و هم زرنگ).

بعد یه بارم مامان همین عروس خاله م در اومد به مامانم گفت، اون دختر اولی تون ( یعنی من ) تنهایی رو بیشتر ترجیح میده و خیلی اهل برو بیا نیست ولی اون یکی دخترتون، اجتماعی تره و قرتیه و این حرفا... اصلا یه چیزهایی میگفت انگار با ما زندگی کرده ... ( خب خیلی هاش رو عروس خاله بهش میگه).

مامانمم گفت، هر آدمی یه جوریه، همه که مثل هم نیستن. یکی تنهایی رو بیشتر دوست داره یکی نه.

حالم از کاراش بهم میخوره ... ، من زیادی حساس نشدما و اصلا حساس نیستم روی این عروس خاله ولی خب چه جوری باشه رفتارم بهتره که به خودش اجازه نده هر چیزی بگه و هر کاری بکنه ؟


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
روابط اجتماعی دختران (۶۳ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۱۵) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید