سلام

یه دخترم که بچه ی طلاقم متاسفانه , راستش علت اینکه اومدم حرف بزنم باهاتون فشاری هست که دو سه سالی میشه روی من هست , تا پیش دانشگاهی بچه ی درسخونی بودم و خدا رو شکر تونستم به هدفم برسم , دخترای دبیرستان از اینکه بهشون پیشنهاد دوستی میدادند یا خواستگارایی که داشتن تو کلاس بحث میکردن من با خودم میگفتم چون تو همش سرت به درسه و تو خونه ای کسی تو رو نمیبینه و کلا زیاد تو فاز ازدواج و این بحث ها نبودم , ولی وقتی اومدم دانشگاه دیدم بعضی از دخترامون که قیافه ی معمولی تری دارن کلی خاطر خواه و خواستگار و پیشنهاد دوستی دارن , دروغ نگم حرصم گرفته بود .

الان سال سوم دانشگاهمه و من تعجب میکنم، مگه میشه یه پسر فقط یه پسر منو دوست نداشته باشه ؟ مگه میشه ؟ پیشنهاد دوستی قبول که نمیکنم ولی میخوام ببینم چرا حتی مورد قبول یه نفر تا حالا نبودم ؟ راستشو بگم ؟ از اینکه میبینم مورد پسند پسری نبودم اعتماد به نفسم خیلی پایین اومده , صورتم رو نگاه میکنم , اندامم رو نگاه میکنم میبینم از خیلی ها بهترم , دوستام ازم میپرسن تو تا حالا چند تا پیشنهاد یا خواستگار داشتی، من میگم هیچی اونا فکر میکنند سر به سرشون میذارم به حرفم باور نمیکنند . 

تو دانشگاه متوجه نگاه چند نفر شدم اما چرا نمیان جلو الله اعلم , الان تو اجتماعم , اصلا اگه پسری بخواد بیاد خواستگاری اولش که متوجه ی طلاق پدر و مادرم که نمیشه پس چرا نمیاد؟ اگه بیاد و خودم بهش وضعیت خانوادگیم رو بگم و بره برام هضم میشه , امروز رفته بودم بیرون کلی دختر و پسر رو دیدم که با هم هستند راستش رو بخواید وقتی اومدم خوابگاه از تنهایی , از اینکه اصلا دیده نمیشم گریه کردم , من حس میکنم فامیلامون بخاطر طلاق نمیان جلو اما من چه گناهی این وسط دارم ؟ 

منم دوست داشتم سایه ی پدرم از بچگی بالای سرم بود , منم دوست داشتم مسافرت برم , دوست داشتم با پدرم روی یه سفره غذا میخوردم , دوست داشتم وقتی رتبم و رشتم اومد اون لحظه بابام کنارم باشه , ای خدا .. 

خیلی ممنونم که به حرفام گوش کردید 


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
ازدواج فرزندان طلاق (۱۲ مطلب)
خواستگار ندارم (۲۱ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۵۰) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید