سلام

چند وقتی هست که پست هایی تو وبلاگ گذاشته میشه که آقایون بعد مدتی از نظر ظاهر و جذابیت دیگه نامزد یا خانم شون رو نمیخوان، که البته حالا آیا توهم و فکره یا ریشه در دوران مجردی دارد یا نه بماند. فقط این پست ها و کامنتها باعث نگرانی و ترس خیلی ها از جمله خانم ها شده و گاهی دیدم که افرادی مطرح میکنن که مجردی باز بهتره با این وجود.

خب حالا حرف من اینه که متاسفانه تو این وبلاگ یا جاهایی شبیه این افراد خوشبخت زیادی که بهترین زندگی رو دارن و غالبا هم از دهه های 60 و 70 هستند و الان هم جزئی از این وبلاگن نمیان اعلام کنند که ما خوشبختیم و هیچ مشکلی نداریم، آخه نیاز نمیبینن و یا اینکه درستش هم نیست که بیان بین این همه مجرد پز متاهل بودن و زندگی شیرین رو بدن و همین باعث میشه دوستان مجرد دیگه فقط همین چند نفر محدود رو ببینن و بر اساس همین ترس و واهمه برشون داره. خوب بنظرم بیایم برای یه بارم که شده دوستان متاهل از زندگی شیرین خودشونم بگن.

اولیش خود من، من آدم مقید و به اصطلاح مذهبی هستم و الان حدود یک ساله تو این وبلاگ میام تا اینکه قبل از محرم یه گزینه خیلی خوب پیدا کردم و نامزد کردیم، الان هر چه میگذره دارم متوجه میشم که چقدر خدا بهم لطف کرده که نامزدم رو سر راهم قرار داده و گاهی از شوق اشک تو چشمام جمع میشه.

مهربون، فهمیده اهل کمالات،با حیا، عفیف، با گذشت و کلی ویژگی خوب ، از نظر ظاهری هم شاید متوسط جامعه باشن ولی من واقعا راضیم. 

البته اینو هم بگم که تمام ملاک هام و ویژگی های کسی که میخواستم رو با خدا و حضرت زهرا درمیون میذاشتم و گاهی با گریه ازشون یه همسر با ملاک های مد نظرم میخواستم و اینکه نمینشستم تا خودش بیاد بلکه با شرکت تو برنامه های فرهنگی و مذهبی فراوان دنبال گزینه مناسب بودم که خدا رو شکر توی اردو جهادی پیداشون کردم.

پس دوستان لطفا همه چیز رو به خدا بسپارید و بهش اعتماد کنید مطمئن باشید این استثنائات براتون بوجود نمیاد.

یا حق


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
تجربیات زوج های موفق (۲۲ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۶۱) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید