سلام عزیزان

این چند وقته که با این وبلاگ آشنا شدم چیزی نظرم رو به خودش جلب کرد و اونم موج ناامیدی توی ما جوون هاست. بخاطر ازدواج و شغل و ... به نظرم روح آزرده نسبت به جسم آزرده نگران کننده تره و از طرفی خودم به شخصه تا الان کسی رو بدون مشکل ندیدم.

اما به نظرم اینکه مشکلات باعث شده ناشکری کنیم و بگیم که با خدا قهریم درد بزرگیه. نه برای خدا! بلکه برای خودمون. یعنی فقط خودمون هر روز بیشتر و بیشتر غرق میشیم. این جملات چکیده ای از دو صفحه کتاب راز شکرگزاری هستش :

همسر پیامبر با شنیدن صدایی از خواب بلند میشن و میبینن که حضرت مشغول عبادت خدا هستن اون هم با اشک. ایشون صبر مکنن تا نمار حضرت تموم بشه و بعد بهشون میگن: چرا انقدر خودتون رو خسته میکنید؟ چرا انقدر نماز میخونید؟ خدا همه گناهان شما رو بخشیده. مگر خداوند به شما وعده بهشت نداده است؟ پس دیگر برای چه انقدر اشک میریزید و عبادت میکنید؟ پیامبر فرمودن که درسته که خدا به من وعده بهشت داده اما آیا من بنده شکرگزاری نباشم؟ آیا نباید در مقابل این همه نعمتی که خداوند به من داده تشکر کنم؟

وقتی تو بخاطر تشکر از خدا نمار میخوانی و به سجده میروی بطور ناخوداگاه به نعمت هایی که خدا به تو داده است توجه پیدا میکنی. به داشته هایت در زندگی فکر میکنی. مثبت اندیش میشوی و دیگر هیچ گاه به نداشته هایت و کاستی ها فکر نخواهی کرد.

ماها وقتی یه کسی یه کار کوچولو برامون میکنه صد بار ازش تشکر میکنیم که مبادا طرف فکر کنه ما بی معرفتی کردیم. اما خدای ما هزاران هدیه به ما داده ولی ما ...

بیایم یخورده بنده با معرفتی برای خدا باشیم تا حداقل خودمون آرامش بگیریم ، خودم تجربه کردم و نتیجه گرفتم. الان که به اون روزای بی معرفتیم فکر میکنم خجالت میکشم.

به امید عاقبت بخیری همه شما، از طرف یه بنده سر تا پا تقصیر خدا


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مسائل اعتقادی (۹۹۲ مطلب)
مطالب کاربران (۶۲۹ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۱۶) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید