سلام

بنده حدود 12-10 سال است که به گناه کبیره خودارضایی دچار بودم البته چند سال اول اصلا از گناه کبیره بودن آن خبر نداشتم و بعدا ازعوارضش.

متاسفانه به خاطر تنهایی عاطفی،شرایطم و محیط اطرافم و نداشتن راهنما نتوانستم آنرا ترک کنم هر چند مرتب توبه میکردم و آرزویم ترک آن بود.

مشکلات روحی اجتماعی زیادی به این خاطر کشیدم بخصوص در دبیرستان که خود رمانی میشود!

سالها حقارت و بدبختی آنرا به دوش کشیدم  حتی بیماری روحی شدید گرفتم و نتوانستم آنرا ترک کنم گویا مجازاتم بود واقعا از سرعادت این کار تکرر میشد.

آنقدر سختی و شکستهای گوناگون متحمل شدم که کمرم خم شده بود.من قبل از بلوغ نماز میخواندم واز سن بلوغ نماز شب و قرآن را شروع کردم ولی پس از یکسال خداوند توفیق آن(نماز شب) را ازم گرفت.

کافور میخوردم و مقاومت میکردم ولی نمیتوانستم ادامه دهم عقیم میشدم-شرایط خانوادگی ام نیز آزارم میداد و اکثرا تنها بودم.

نمدانم خدوند مرا بخشیده یا نه ولی خودم نمیتوانم خودم را ببخشم....

من از شاگردان درس خوان و با اخلاق مدرسه بودم چرا باید این بلا سرم می آمد؟؟؟

اکنون از خداوند گلایه دارم چرا دوستم نداشت و هدایتم نکرد چرا؟؟ مثل نوجوانانی که حافظ قران شده اند و خیلی های دیگه...

حتی تازه گی ها یکماه با خداوند قهر کردم و روزی20ساعت میخوابیدم از عصبانیت و افسردگی بود نتوانستم تحمل کنم وباورم نمیشد دوباره آشتی  کردم ولی قول دادم هرگز دعا نکنم چون مرا دوست نداشت

اکنون آن کار پلید را ترک کرده ام دیگر(27ساله-مذکر) ولی خواهش میکنم راستش را بگویید چرا خداوند بعضی آدمها را مادر زادی دوست نداره؟؟؟

بخدا اگر شرح حالی که بر من گذشت را بگویم حق بهم میدید من مثبت و با انصاف بودم و همه دخترها را مانند خواهرم میدانستم و حتی در محل من را از پاکان میدانند.


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مسائل اعتقادی (۱۰۰۳ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۱۷۶) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید