سلام 

دختری 23 ساله هستم، به پسری علاقه مند شدم که دانشجوی پزشکی هستن و همکلاسی خواهر خودم ... از دانشگاه انصراف دادم و دارم برای کنکور میخونم برای رشته پزشکی اگر خدا بخواد .  

ایشون تمام ایده آل های من رو دارن و تنها کسی هستن که میتونم بهشون احترام بذارم و براشون از خودگذشتگی کنم، مواردی که فکر میکنم برای ازدواج موفق لازمه! دارم تلاشم رو میکنم و روی تصمیم ام سفت و سخت هستم ... 

تو اوج خستگی، فکر به ایشون منو از تمام دغدغه ها و ناراحتی ها دور میکنه و انگیزه ی دو چندان ایجاد میکنه برای درس خوندن، خلاصه کنم ... 

توی زندگیم خیلی سختی کشیدم و بعد از تحمل نشیب زندگیم امروز فقط با امید و علاقه به بودن ایشون در زندگیم دوباره بلند شدم و دارم پیش میرم منتها مشکلی که هست اینه که حتی اگر قبول هم بشم ما توی محیط مشترکی قرار نمیگیریم و من فکر میکنم تنها راه اینه که اگر خدا کمک کرد و  قبول شدم مستقیما به ایشون بگم .

این رو هم قید کنم که از بقیه جهات اعم از ظاهر و لول خانوادگی و ... در یک سطح هستیم و همین هم سطح بودن رغبت زیادی در من ایجاد کرده ( البته خب در مورد رشته فعلا عقبم ... ) از نظر اخلاقی به شدت شبیه هستیم و از قضا جنس اتفاقات زندگی مون هم بسیار به هم شبیه بوده یعنی هر دو یک بحران  مشابه رو پشت سر گذاشتیم که احساس میکنم از این جهت هم خیلی خوب مبتونیم همدیگه رو درک کنیم .

آیا ممکنه با مطرح کردن این موضوع برای همیشه ایشون رو از دست بدم ؟

دو مورد رو ذکر کنم فقط لطفا گفته نشه که به این چیزها فکر نکن و درست رو بخون چون درسم رو خوب میخونم ، و در مورد اینکه علاقه از طرف منه، بگم که من به کسی که از من خوشش میاد ولی من حسی بهش ندارم نمیتونم حتی با گذشت زمان علاقه مند شم 

من ایشون رو واقعا از ته دلم میخوام و تنها کسیه که حاضرم همه چیز رو براش فدا کنم ...

میخوام از آقایون محترمی که اینجا هستن بپرسم اگر دختری که وضعیت مناسبی داره و بخاطر شما این تغییر رو در زندگیش ایجاد کرده بهتون ابراز علاقه کنه شما دلزده میشین ؟


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۱۸۹۹ مطلب)
خواستگاری دختر از پسر (۳۳ مطلب)
رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۲۷۷ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۵۹) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید