سلام

دختری هستم بیست ساله ، قرار بود با پسر ۲۴ ساله ازدواج کنم ، این آقا رو ۵ سال می شناختم و همسایه شده بودیم .علی رغم سنش همیشه شخصیت مودب ، پخته و با هوشی داشت ، در کارش بسیار موفق بود و از همون ۱۹ سالگی درآمد خوبی داشت ، به جز این موارد پسر پاک ، با سواد ، مهربون و با خانواده ای بود ، رشته اش هم الهیات بود ( رتبه اش زیر هزار شد ولی رفت الهیات ) ، شغل و تحصیلاتش هیچ ارتباطی به هم ندارن ، شغلش رو دقیق نمیدونم ، ولی درآمدش که بالا بود . 

من هم بعد از دو تا کنکور ، در سومین کنکور موفق به قبولی در رشته پزشکی شدم ، و این آقا در موفقیتم تا حدودی تاثیر داشت و با آشناهایی که داشت من رو به اساتید خصوصی خوب با قیمت مناسب معرفی کرد . 

رفته رفته به ایشون علاقه مند شدم تا که یک هفته بعد از کنکور از من خواستگاری کردن (از مادرم) ، و مادرم گفت تشریف بیارید، جلسه اول فقط محض رسمی بودن بر گزار شد و جلسه دوم با هم صحبت کردیم و وقتی از دیدگاه هاش پی بردم خیلی بیشتر خوشم اومد . 

ولی به یکباره وقتی خبر قبولی من رو شنیدن ضمن ابراز خوشحالی شدید ! ، دیگه پیگیری نکردن و حتی غیر مستقیم عذر خواهی کردن ، دلیل این رفتار عجیب شون رو نمی فهمم . بعدش خواستگاری در جای دیگه نرفتن ، ولی گمون میکنم ترسیده ما بهشون جواب رد بدیم یا من مغرور بشم یا ده ها احتمال دیگه !

لطفا نگید ولش کن و فکرش رو نکن نمیشه فکرش رو نکرد به خصوص هر لحظه که با پسرای اطرافم مقایسه اش میکنم، این آقا شخصیت مستقل داره و تحت هیچ عنوان ، زیر نظر و تصمیم خانواده اش دست به عمل نمیزنه. یعنی مادر و خواهرش دلیل انصرافش نیستن ، چرا خواستگارم منصرف شد ؟ 

چطوری بفهمونم مشکلی ندارم !؟


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۱۸۹۹ مطلب)
منصرف شدن خواستگار (۱۴ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۱۷) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید