سلام دوستان
من در مرحله آشنایی با یک آقایی برای ازدواج هستم، چند روز پیش یک سوالی تو ذهنم به وجود اومد که اون رو از طرف مقابلم پرسیدم و پاسخ شون منفی بود، خواستم اینجا مطرح کنم که ببینم چند درصد از بقیه افراد هم نظر با ایشون هستن . 
من ازشون پرسیدم اگر بعد از ازدواج بخوام دو سه شب با دوستانم یا همکارانم مسافرت برم بهم اجازه میدن ! نظرش منفی بود، که وقتی شما متاهل شدی دلیلی نداره با دوستانت بری، با هم میریم . 
درسته آدم با همسرش هم مسافرت میره، ولی قبول دارید گاهی نیازه آدم با جمع دوستانه ش خلوت کنه! بهم میگه اجازه داری مکان های گردشی داخل شهر رو بری و تا شب برگردی خونه، ولی مسافرت رو به هیچ عنوان اجازه نمیدم . میگم حتی اگه زیارتی باشه ؟! 
الان این همه ،خانمها دسته جمعی مشهد میرن کربلا میرن، میگه زیارتی هم فقط با خودم ، میگم مسافرت با خانواده چطور !؟ میگه با پدر مادرت و خاله ت ایرادی نداره ، مسافرت با اقوام دیگه رو هم نه . 
( اینم اضافه کنم، متقابلا همسرم اگه بخواد با دوستانش مسافرت کوتاه بره، در صورتی که اون ها رو بشناسم و بهشون اعتماد داشته باشم، از نظر من ایرادی نداره، ولی خودش میگه من با دوستام نمیرم زمان متاهلی)
نظر من اینه تو زندگی گاهی زن و مرد باید از هم یه کم فاصله بگیرن، فقط یه کم اونم گاهی، فاصله کم و زیاد بهم چسبیدن نیروی دافعه ایجاد میکنه ولی وقتی یکی دو روز از هم فاصله میگیرن با انرژی بیشتر سمت هم بر میگردن . 
وقتی یه کم با خودشون خلوت کنن یا به نیازهای شخصی شون برسن و تجدید قوا کنن نشاط بیشتری پیدا میکنن، حتی قبلا بهش پیشنهاد دادم یک بار در ماه رو حتما با دوستانش بیرون بره، کوه بره ،استخر بره ،دور هم جمع بشن و لذت ببرن . 
ولی اون نظرش متفاوته، میگه اینکه میگی از هم فاصله بگیرن با انرژی بیشتر بر میگردن رو کی گفته !؟
و یک موضوع دیگه، ایشون پدر مادرشون پیر هستن و نیاز به مراقبت دارن، بهشون گفتم وظیفه ته همیشه کارهاشون رو انجام بدی و بهشون سر بزنی، حتی ممکنه در آینده نیاز بشه هر شب یکی از خواهر برادر ها بخوان پیش والدینشون بمونن، گفتم از نظر من هیچ ایرادی نداره حتی خودمم میام سر میزنم بهشون . 
ولی چه من باشم چه نباشم شما وظیفه ت هست که بری و مراقبشون باشی، ایشون اصرار داره هر هفته که میرن اونجا برای مراقبت من شب رو اونجا بمونم، و این خیلی برای من سخته ، شاید خانم ها یه کم بیشتر درک کنن، آدم هر جایی راحت نیست که شب اون جا بخوابه ، حالا گاهی پیش بیاد، ایراد نداره ، ولی هر هفته بخوام برم شب بمونم برام سخته ، من آدم بد خوابی هستم، جای خوابم عوض میشه کلافه میشم، بی خوابی عصبیم میکنه ، ترجیح میدم خونه خودم بمونم تنهایی و لباس راحت تنم کنم و ...
ولی ایشون میگه میدونم باب میل آدم نیست ولی باید تحمل کنه ، به نظرتون ضروریه که همسر آدم بخواد حتما خونه والدین ما بمونه؟
از وقتی که میذارید و نظر میدید تشکر میکنم ، در ضمن قرار هست نظرات این پست رو اون آقا هم بخونن ، نظرات مختلف خیلی میتونه بهمون کمک کنه

↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مشورت در زن داری (۲۷۶ مطلب)
مشورت در شوهرداری (۷۱۶ مطلب)
دانستنی های قبل از ازدواج (۲۳۵ مطلب)

کاربران خانواده برتر در مورد پست (با مسافرت های مجردی بعد از ازدواج موافق هستید ؟) ، (۶۷) نظر داده اند، برای مطالعه نظرات کمی پایین تر بروید