سلام 

سریع میرم سر اصل مطلب . 

من دختریم که خوابگاهیم , ترم یک و دو وقت هایی که کلاس نداشتم سریع می اومدم خوابگاه و متاسفانه بجای درس خوندن یا آهنگ گوش میدادم یا میخوابیدم، کلا وضع بدی بود , از ترم سه تصمیم گرفتم که برم کتابخونه ی دانشکده مون تا مجبور باشم درس بخونم و کلا آدما رو ببینم و تنها نباشم , بهتون بگم که من هیچ رفیقی تو دانشکده ندارم , از اون موقع خوابم درست شده , روحیه ی خودم بهتر شده و درسمم بهتر ولی یه چیزی اذیتم میکنه .

من یه مقدار حواس پرتم , مثلا دارم درس میخونم اگه کسی وارد بشه متوجه میشم ناخوداگاه نگاهم سمتش میره ولی کوتاه و در عرض یکی دو ثانیه دوباره برمیگردم سمت کتاب , تو این یه سال و نیمی که میرم کتابخونه چند تا پسر هستن که ارشد میخونند یا دکترا ولی تو کتابخونه هستن , و تو این مدت هم متوجه شدن من تقریبا یکی دو ساعت رو تو کتابخونه میگذرونم, حالا یادتونه بهتون گفتم زود حواسم پرت میشه ؟ میگم مبادا با خودشون بگن این دختره الکی اومده کتابخونه ! با خودشون نگن مگه میشه آدمی هر روز بیاد کتابخونه ؟ حتما هدفش دوستی یا ازدواجه .

مثلا ممکنه سرم همش تو کتاب بوده برای اینکه گردن و چشمم تکون بخوره آدمای تو کتابخونه یا قفسه ی کتاب ها رو نگاه کنم ولی دوباره برمیگردم ,بعد یه چیز دیگه هم بگم من کلا آدمیم روسری های رنگارنگ میپوشم و هر روز یه رنگ ,اما یه مقدار از موهام پیداست و چادر میپوشم ,کلا چادری نیستم اما چون تو شهر غریب هستم برای امنیت خودم, دوری از حرف و حدیث آدم های دور و اطرافم تو این شهری که دانشگاهم هست میذارم ,و یه چیز دیگه اینه که من دیروز سر یه کلاسی که ته نشسته بودم صدای استاد رو خوب نمیشنیدم یهو از یه آقا پسری پرسیدم اون عددی که استاد گفت چی بود ؟ بعد پسره با یه حالت تعجب و گنگی نگام کرد , نکنه ایشون با خودش فکر کنه من اهل رابطم و اینا و تو چشمش یه دختر بد باشم ؟  

خیلی دلشوره گرفتم یعنی من دختریم که چشم چرونم ؟ دختریم که اهل دوستیم ؟ آقایون و پسرهای گل وبلاگ بیان بگن که دیدشون نسبت به این دختر چی هست ؟ تو رو خدا راستشو بگید چه فکری راجع بهش میکنید ؟ 

مرسی 


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۱۸۹۹ مطلب)
رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۲۷۷ مطلب)
نوع رفتار در دانشگاه (۱۰ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۳۲) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید