من الان 26 ساله هستم و سه سال پیش ازدواج کردم و مشکل واژینیسموس داشتم یعنی به خاطر ترسی که بهم القا شده بود بی اختیار عضلات بدنم حین دخول منقبض میشد و عمل دخولو غیر ممکن می کرد واقعا این بیماری نزدیک یک سال و نیم هم من و هم شوهرمو عذاب می داد یعنی نزدیک یک سال و نیم من دختر بودم و رابطه کاملو تجربه نکردم ازون گذشته بی نهایت از شوهرم خجالت می کشیدم چون از صبوریش و از خودگذشتگیش شرمنده شرمنده بودم.

شوهر عزیزم دیگه به همون شرایط راضی شده بود نمی خواست به من آزار برسونه شاید اگر مرد دیگه ای بود ظرف یکی دو ماه تو اون شرایط طاقت نمی آورد و درخواست طلاق میداد یا میرفت یک نفر و صیغه می کرد و کلی کار دیگه که بعضی از مردا انجام میدن .

خلاصه با ناسازگاری هام ساخت و هیچ چیزی نگفت من همیشه از معاشقه لذت می بردم ولی اصلا نمی تونستم به خاطر ترسم اجازه دخول بدم یا اگر میدادم شوهرم وقتی ترس منو میدید بی خیال میشد منم تو اون یک سال و نیم نتونستم حتی یکبار درست و حسابی ارضاش کنم  همیشه بهش اذیت می کردم و خودم از خودم بدم میومد که نمی تونستم شوهرمو به طور کامل ارضا کنم ولی بالاخره تو یک اتفاق کاملا تصادفی توی اینترنت با یک سایت مشکلات زناشویی آشنا شدم که آدرس مطب دکتر مسایل زناشویی رو نوشته بود و درباره ی یک بیماری که کاملا مشابه بیماری من بود نوشته شده بود .

قبل اون به متخصص زنان زیادی مراجعه کردم همشون یا دارو میدادن یا میگفتن که باید با عمل جراحی پرده بکارتو بردارن ولی هیچکدوم نتیجه ای نداشت به شوهرم ماجرا رو گفتم و شوهرم از اون مطب نوبت گرفت که با هم بریم وقتی رفتیم و از مشکلاتم به دکتر گفتم یک لبخندی زد و گفت مشکل شما کاملا حل شدنیه و جای هیچ نگرانی نیست تمام مشکلاتم و علایمم با گفته های دکتر یکی بود دکتر به من گفت تمام این مشکلات به خاطر ترس های الکی هستش خلاصه گفتن در طول دو ماه تمرینات خاصی که فیزیکی بودنو انجام بدم و از شوهرم خواست که منو در طول این دو ماه عین سابق ارضا کنه و معاشقه با منو بیشتر کنه و از منم خواست که به طور مرتب تمریناتی رو انجام بدم خلاصه با انجام اون تمرینات موفق شدم که کنترل عضلاتم رو اختیاری کنم و بالاخره بعد دو ماه رابطه کامل رو بدون هیچ مشکلی انجام بدم وقتی که رابطه کاملو انجام دادم هم خوشحال بودم و هم ناراحت.

خوشحال برای اینکه دیگه مشکلاتم تموم شده بود و ناراحت از اینکه از دردی که همش ازش هراس داشتم ذره ای تو رابطه احساس نکردم من در حین دخول نه تنها دردی نداشتم بلکه لذت می بردم و این برای من کلی افسوس آور بود که خودمو اینقدر گول زده بودم خلاصه با شوهرم با یک دسته گل وشیرینی رفتیم پیش دکتر و ایشونم با من چند دقیقه خصوصی حرف زد و بهم گفت که برای شوهرم که نزدیک یک سال و نیم تحمل کرده یک کادوی گران قیمت بخرم و ازش عذر خواهی کنم و یک جورایی خاطرات اون یکسال نیمو از ذهنش بیرون بیارم منم طلاهامو فروختم و براش یک شاخه گل و یک ساعت گرون قیمت خریدم و ازش بابت همه چی تشکر کردم ولی شوهرم همون روز دستمو گرفتو برد طلا فروشی و دو برابر طلاهام افتاد تو خرج خلاصه زندگیمون کاملا درست شد و الان ما کاملا از هم راضی هستیم و الانم یک دختر شش ماهه داریم  

هدفم از نوشتن این جریان این بود که بدونید مشکل شایعی بین خانم ها هست که باعث میشه بعد ازدواج یا طلاق بگیرن یا سرخوروده بشن در صورتی که مشکل از دروغا و بزرگ نمایی های دیگرانه مثلا دوستم که تمام ترسم به خاطر گفته های اون بود در صورتی که خودش اصلا مجرد بود کسانی که رابطه کاملو تجربه می کنند بعدش به حرف هایی که قبلا شنیدن میخندن  و میدونن من چی میگم خلاصه بگم که توی رابطه اول تمام درد ها خیالی هستش و در قسمت ناحیه تناسلی اصلا عصب درد وجود نداره این ها گفته های دکتر بود به من و من هم اینو کاملا تجربه کردم و درد خیلی کمی همراه با لذت زیاد تجربه کردم.


موضوعات مرتبط :
مسائل زناشویی خانم ها مطالب کاربران واژینیسموس ( درد موقع رابطه )