سلام دوستان

یه نظر خواهی نیاز دارم. من دختری بین ۲۰-۲۵ ساله و میانگرا و آرامانگرا و لیسانس مهندسی ، با آقایی ۳۰-۳۵ ساله و میانگرا و آرمانگرا و دیپلم در مرحله آشنایی قبل ازدواج هستم‌ . 

ایشون اکثر ملاک های من رو دارند و تحصیلات که شرایط ضمن عقدم خواهد بود و توافق کردیم ادامه بدند. اخیرا مشکل غیر منتظره ای پیش اومده و مشخص شده ایشون نمیتونن دیگه برای زندگی مشترک در شهر تدارک ببینند و بخاطر مسائل شخصی مجبورند کنار خانواده پدر و در روستا تا همیشه زندگی کنند.

معیارهای من اکثرا شخصیتی هستند و خب ایشون نزدیک به ۸۰-۹۰٪ همون مرد معتدل منطقی و با احساسی هستن که من میخوام. از لحاظ مالی وضعیت مطلوبی دارند، در کل نمیتونم بگم مشکلی هست. جز این مورد روستا نشین شدن که نتونستن خانواده رو بخاطر من نادیده بگیرن و این از نظر من امتیاز مثبته که مسوولیت پذیر و خانواده دوست هستش.

اما از جهتی ایشون من رو ترجیح نداد یعنی شرایطش رو نداشت، درسته کمی دلخور شدم ولی منطقی بود رفتارش . از لحاظ ایمان و ادب هم مثل خودمه. و همین طور از لحاظ سلامت اخلاقی و هدف هامون از ازدواج و طرز فکرمون در مورد روابط ، از لحاظ فرهنگی نزدیکیم. روستاشون دور افتاده نیست و جای پیشرفت داره.

خود من هم تو شهر نسبتا کوچیک با مذهب و زبان همون آقا بزرگ شدم. با فاصله حدود ۲-۳ ساعت شاید ، فقط نمیدونم قبول کردن یه کیس ازدواج که تنها از لحاظ محل زندگی و مشکلات زندگی تو فضای محدودتر تردید دارم، از نظر شما چقدر درسته؟

ضمن اینکه من فضاهای آروم رو دوست دارم چون زیاد فکر میکنم، از سر و صدا خوشم نمیاد. و به کشاورزی و گلخونه و غیره علاقه مندم و البته خیلی برام پیشرفت کردن مهمه و فکر میکنم با رفت و امد مشکل روزانه مثلا در مورد شاغل بودن این مشکل حل بشه. و اینکه من اینقدر مشغله و درگیری دارم که وارد روابط بیش از حد صمیمی توی روستا نشم.


مردم در مورد این موضوع (۱۶) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۴۵۱ مطلب) مسائل دختران جوان (۲۱۱۸ مطلب)

این مطلب برای شما مفید بود؟ بله خیر