سلام

من خودم خانومی متاهل هستم ،یه برادر کوچیک تر ۳۴ ساله دارم ، تقریبا از ۲۸ سالگیش به خواستگاری دخترای مختلف می رفتیم خودش هم همیشه خواستگاری دخترای بالا شهری و زیبا می رفت ولی هیچ وقت با شرایط دخترها جلو نرفت ، حتی می رفتیم خواستگاری یهو می گفت من فقط یه سکه مهر می کنم  ، در حالی که واقعا تمکن مالی داشت رو هر دختری یه ایراد می ذاشت ، با این که خودش خونه داشت می رفت الکی به دخترا می گفت قراره تو خونه مادرم زندگی کنیم ، ما هیچ وقت دلیل این کارها رو نفهمیدیم .

نمی دونستیم چون می خواد دخترا رو فراری بده اینجوری می کنه ، خودش می گفت می خوام بدونم منو برا پولم می خواد یا خودم ، حالا ما هر چی می گیم خوب خودت برا چی میری خواستگاری دخترای سطح بالاتر ، گوشش بدهکار نبود . البته خودش به شدت ازدواجی بود و از همه فامیل خواست که اگه دختر خوب دیدن معرفی کنن  ولی می رفت خواستگاری رو هر کی یه ایرادی می ذاشت یا خواسته های نامعقول داشت هم خانوم شاغل می خواست هم زیبا ، هم پولدار ولی حاضر نبود خودش کمی انعطاف به خرج بده  .

خودش هم میگه برا پولش زحمت کشیده نمی خواد خرج دختر مردم کنه، بالاخره بعد چند سال به ما گفت که دیگه نمی خواد ازدواج بکنه و می خواد برا همیشه مجرد بمونه ، چند وقتی هم هست که دیگه برا خودش خونه گرفته و هر چند وقت یک بار میره خونه خودش ، من مطمئن نیستم ولی خوب یه کم به این ماجرا بدبینم .

این برادر من  من هم پول داره هم ماشین هم خونه تو بهترین نقطه شهر ولی تن به ازدواج نمیده ، به نظرتون ممکنه دوباره تصمیم ازدواج بگیره ما می تونیم راضی اش کنیم؟ چی باعث میشه که پسرها این قدر پر توقع میشن ؟ چرا حاضر نیستن خرج زن و بچه بدن ؟

چرا وقتی پولی رو به دست آوردن حاضرن تو راه نامشروع خرج کنن ولی برای همسرشون خسیس میشن ،  ما خانواده سنتی هستیم این صحبت ها از بیرون منشا میگیره ولی چه طور میشه با این جریان بیرونی مقابله کرد ؟


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج آقایان (۱۵۵۸ مطلب)
تعامل با خانواده (۲۸۳ مطلب)
ازدواج فرزندان (۷۸ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۱۱۰) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید