سلام

حقیقت اینه  که من با 27 سال سن بشدت وسواس فکری پیدا کردم و به نتیجه کارها یا اتفاقات زیاد اهمیت میدم ، بعد از کلی تلاش و بی نتیجه موندن تو یه سری مسائل دوست ندارم دوباره طعم ناکامی رو بچشم ، دلم نمیخواد کاری رو شروع کنم که بعد کلی تلاش و وقت نتیجه نداره یا نتیجه ش منفیه ، واسه همین تو شروع هر کاری بشدت دو دلم یا حتی بعضی انتخاب های زندگی سردرگمم میکنه که چی درسته چی غلط .

من از ترس بیشتر وقت ها دست به کار تازه ای نمیزنم یا بیخیال موقعیت های ازدواج میشم چون از عاقبتش بیم دارم و حداقل این موضوع ریسک بزرگیه برام  . من نمیدونم بعضی مسیرها میانبر داره یا نه اما بعضی وقت ها واقعا ناخواسته همه مسیر رو میرم بعد آخر آخر میفهمم هیچی توش نبود.

البته شده یه چیز رو فدای اون یکی کنم که فکر میکردم راه بهتر و درست تره اما دوباره و دوباره اون انتخاب انتخاب غلطه و بی سرانجام بوده . مشورتم میکنم ولی خب هیچ کس نمیدونه آینده چی پیش میاد و اون ها هم قطعا راه قطعی رو نشونم نمیدن و مناسب با احساسات و روحیه و شرایط زندگی من نظر نمیدن .

حسرت های کوچیک راه هایی که نرفتم یا رفتم و میخورم اما میترسم حسرتی روی دلم بمونه که تا آخر عمرم باهام باشه و غیر قابل جبران ...

سوالم اینه که شماها چه حسرت هایی توی زندگی داشتین واسه کاری که انجام دادین یا ندادین ، حالا چه ازدواج و کنار زدن کسی که شما رو دوست داشته ولی شما نه و شخص دیگه رو ترجیح دادین یا تو مساله کاری یا درسی یا هر چیزی ،  و اینکه چه دلایل باعث تصمیم غلط تون شده ؟

واقعا توی انتخاب حالا هر انتخاب، چی مهمه که اگه بهش توجه بشه پشیمونی به بار نمیاد ؟؟ چون من فکر میکنم توی کشور ما حتی یه انتخاب رشته نا مناسب هم یک اشتباه غیر قابل جبرانه که سال ها از عمر و وقت رو میگیره و در نهایت تمام تلاش ها رو به باد میده ، چه برسه به انتخاب های خیلی بزرگتر که یک عمر درگیرش میشیم .


مردم در مورد این موضوع (۷۵) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مسائل پسران جوان (۱۱۵۰ مطلب) مسائل دختران جوان (۲۰۲۳ مطلب)