سلام دوستان

من مشکلی برام پیش اومده که به کمک و راهنمایی شما دوستان عزیز نیازمندم. یه دختر زیر 25 سال از یه خانواده 8 نفری هستم. 5 تا خواهر دارم و من دختر دوم هستم ، دانشجو هستم و حدود یک ساله توی یکی از ادارات دولتی کارمندم به صورت قراردادی ، خواهر بزرگم که سه سال از من بزرگتره اونم کارمنده در مورد ازدواجش سختگیره ، راستش خواستگار خیلی خوب که به دل اون بشینه و همه معیاراش رو داشته باشه تا حالا نداشته ...

اما من خواستگار دارم ،حدودا هر ماه یه خواستگار خوب دارم ، تا حالا به خاطر خواهرم چیزی نگفتم اما الان دیگه شرایط فرق میکنه حدود 4 ماهه یکی از همکارام خواستگارمه ، پسر خیلی خیلی خوبیه ، من بهش گفتم که خواهر بزرگتر دارم و اینکه خانواده ام منو برای پسر عموم در نظر دارن و یه نشونی خانواده عموم گذاشتن ، حدود یک سال پیش که پسر عموم خواستگاری کرد با اصرار بابام اینا قبول کردم که اون نشون باشه فقط به شرط این که یه کار خوب و ثابت پیدا کنه و بیاد شهر ما .

الان بعد از یک سال نتونسته چیزی که من میخوام بشه ، برای همین بهش گفتم باید بیخیال من بشه چون با هم خوشبخت نمی شیم ، اما بابام میگه روزی رسون خداست، کار مهم نیست و اینکه چون فامیل هستش بابام خیلی راضی اما خودم نه . خواستگار جدیدم که همکارم هم هست همه این چیزا رو میدونه ...

بابای خواستگارم و بابای من هم و میشناسن ، حتی باباش از بابام خواستگاری کرده اما بابام گفته نشون کرده پسر عموشه... ، بابام با اینکه میدونه من پسر عموم رو قبول نمیکنم اما نمیدونم چرا بازم اصرار داره ، از طرفی من این خواستگارم رو دوست دارم اونم همین طور ، نمیدونم باید چیکار کنم ؟

تا حالا چند بار بهش گفتم من مشکلات زیادی دارم به فکر زندگی خودت باش ، میگه من صبر میکنم فقط به من یه جواب درست بده که من ازت مطمئن بشم . نمیدونم باید چیکار کنم ، از طرفی بابام انگار متوجه نمیشه که من و پسر عموم بهم نمی خوریم و من نمیخوامش ،  از طرفی این خواستگارم رو خیلی میخوام و نمیخوام از دستش بدم ، از طرفی خواهر بزرگم که مجرد هست نمیذاره خواستگار برا من بیاد خونه .

خواهش میکنم راهنمایی کنید که چکار باید بکنم ؟


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۱۹۲۳ مطلب)
ازدواج فامیلی (۶۷ مطلب)
ازدواج خواهر کوچکتر (۸ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۲۳) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید