سلام

از برادرم گهگاهی متنفرم ، گاهی هم بی تفاوتم اما هیچ حس دوست داشتن تو وجودم نیست. بعضی وقت ها هم دلم واسش میسوزه. مشکل من با این برادر این هست که مدام در حال عصبانیته، نمیشه حرفی زد تو خونه ، همه ازش میترسن حتی مادرم.

هیچ صحبتی با هم نداریم ، همیشه هم تنهای تنهاست ، یعنی خودش این طور خواسته از بس اخلاق بدی داره. دور از انصاف نباشه یه جاهایی خوبه اما خوبیش اندازه یه مورچه است مقابل اخلاق بدش.

ایشون از همون بچگی همه چی واسش فراهم بوده و در حالی که بقیه اعضای خانواده این طور نبودن. تا یه جر و بحث خواهر برادری پیش می اومد یا کتک کاری میکرد یا هر چی دم دستش بود پرت میکرد یا می شکوند احترام بزرگتر کوچیکترم حالیش نبود و زور میگفت .

مثلا اگه ما حمام بودیم اون میخواست بره حمام حتی اگه تموم نکرده بودیم باید در می اومدیم تا آقا بره حموم این یه نمونه شه. من که حاضر جواب بودم اگه حرف زوری میزد جواب میدادم با کتک مواجه میشدم تا الان که بزرگ شده کتک کاری نیست قلق اخلاقش اومده دستمون که عصبانی بشه سکوت کنیم .

اما از اینکه یه ترسی رو همه اعضای خانواده از این برادر هست باعث شده که ازش متنفر شم و همچنین به خاطر اخلاق بدش. اینا رو گفتم که به آقایون بگم لطفا مهربون باشین با خانوادتون با خواهر و مادرتون مهربون باشین و خدمت کنید اینکه برا بقیه مهربون باشی چاکر و نوکر باشی اما به خانواده ت که می رسه بد اخلاق میشی هیچ چیز جز کینه و نفرت نمیاره.
برادر مهربان باش


مردم در مورد این موضوع (۳۲) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
تعامل با خانواده (۳۵۷ مطلب)

این مطلب برای شما مفید بود؟ بله خیر