سلام

من ۳۱ سالمه ، یادمه مثل خیلی ها از ۱۷-۱۸ سالگی فکر ازدواج بودم ، اون زمان اینترنت در این حد گسترش پیدا نکرده بود ، رفتیم دانشگاه ، سربازی ، کنار دانشگاه کار کردیم رشته م کامپیوتر بود ، خدا معلم دبیرستان منو بیامرزه که گفت در آینده برنامه نویسی رو بورسه ، البته الان یه کم زیاد شده ، امیدوارم همه جوونا موفق باشن ، این حرف رو ۱۳ سال پیش به من زد .

حالا بمونه که من نمی دونستم برنامه نویسی اصلا چیه ، فکر کردم میری یه جا واسه بقیه برنامه ریزی می کنی ، رفتم تحقیق کردم و خوشم اومد ، شکر خدا در برنامه نویسی موفق هم شدم .

از ۲۳ سالگی تا ۲۵ سالگی خواستگاری رفتم ، تو خانواده ما رسمه که پسر زود ازدواج کنه ، و از اون طرف جالب اینجا بود که هیچ دختر کوچکتر از من تو فامیل درجه ۱ و ۲ نبود ، پس مجبور شدم برم سراغ غریبه ، هشت جا خواستگاری رفتیم و هر هشت جا رد شدیم ، یه جا رو خودمون رد کردیم ، یعنی هفت جا رد شدیم ، چون من کچل بودم ( ریزش مو ) ، و پولدار هم نبودم جز یه شغل چیزی نداشتم ، خانواده هایی که می رفتیم به خواستگاری شون هم کاملا هم طراز ما بودن ، یه جا هم‌ امر فرمودن جهیزیه رسم ما نیست ، طلا و شیر بها و مهریه در عوض رسم ماست ! چه رسم خوبی !

من خیلی دلم شکست از شدت ظاهر بینی مردم ، الان که برام مهم نیست سنی ازم گذشته و در جرگه ی میان سالان داریم پا میذاریم ، خدا شاهده نه مشکل اخلاقی داشتم نه بی دینی ، البته یه ایراد دیگه منم این بود که قدم بلند نبود ! ۱۷۳ ، مرد گنده شب ها گریه می کرد ، ولی به خودم اومدم ، چسبیدم به کارم .

به جز دو سال ، به صورت آزاد کار میکنم ، ایده های خیلی خوبی داشتم و چند موردش رو به اجرا رسوندم ، زد و ما هم روی خوش زندگی رو دیدیم . بالاخره قیافه که نداشتیم ، حداقل پول دار شدیم ، ( نمیخوام از خودم تعریف کنم ، فقط واسه درس عبرت و شناخت عرض میکنم ، منظورم از پولدار یه خونه و ماشین نیست ، شاخص اصلی ثروتمندی حقوق بالاست ) و بعد رفتم مو کاشتم .

تو این مدت ، هیچ دختری به من نگاه نکرد ، تو دانشگاه می دیدم مثلا یه پسر خیلی هیکلی جذاب ، اندازه روزای هفته دوست دختر داشت روزی با یکی بود ، برنامه ریزی شده عمل میکرد ، فشار عصبی ، خواه نا خواه رو آدم میومد ، ولی الان خیلی کینه دارم ، میگم یا با خانواده پولدار ازدواج میکنم یا با کسی که واقعا با ایمان باشه و منم حتما امتحانش می کنم تا ببینم با ایمانه یا نه ! این رو حق خودم میدونم ! و به هیچ عنوان با کسی که ایمان نداره پولم نداره ازدواج نمیکنم !

خواستم بگم علت گرو کشی های امروزه خیلی ها ، همین بی اعتمادیه ، همین ظاهر بینی هاست و بنظرم خیلی هم کار پسندیده ایه ، وقتی یکی ایمان نداره حداقل پول داشته باشه .


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
ازدواج و مسائل درک نشدگان (۴۸ مطلب)

مردم در مورد این موضوع (۲۷) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید