سلام
من 21 سالمه ، شرایط شروع زندگی رو دارم و شرایط ازدواج کردن رو چه از لحاظ عقلی چه لحاظ مادی ... ( پس زیاد وارد جزئیاتش نمیشم تا بیشتر تمرکزتون بره روی اصل سوالم ) .
من یک دختر خاله دارم ، دقیق نمی دونم شاید 15 یا 16 سالش باشه ، اول هم بگم من اصلا آدمی چشم چرون یا اینکه دنبال رابطه با جنس مخالف باشم نیستم اصلا ...
ولی چون دختر خالم رو بالاخره اقوامیم اکثرا میبینم ، بدجوری مهرش افتاده توی دلم ، اصلا هم ملاک این حرفم زیبایی ظاهر نیستا ... شاید یکم تاثیر داره ولی بخدا اصلا بگم ملاکم فلان بوده نیست ...
اصلا دیدین بعضیا رو که کنارشون باشی باهاشون حرف بزنی یا صحبت کنن کلا به دلت بشینن ... من دختر خالمو که میبینم اصلا یه حس خوبی بهم دست میده یه جور آرامش روحی یه جور حس خوب که نمی دونم اسمش چیه ؟ اصلا هم تا حالا نه به خودش چیزی گفتم نه به خانوادش در این مورد .... چون یعنی اصلا روم نمیشه . اصلا هم تا حالا به هر شکلی بهش نرسوندم که بابا من دوستت دارم ...
فقط موقعی که میریم مثلا مهمونی جایی میبینمش سعی می کنم همش توجهم بهش باشه به صورتی که کسی یا خودش شک نکنه چون نمی دونم واکنششون چیه ؟ من قصدم واقعا واقعا شروع یه زندگی و ازدواجه ... و مطمئنم اگه پا پیش بذاریم خانواده خالم حتما قبول می کنن شاید مسایل دیگه ای مثل درس خوندن اینا رو پیش بیارن ولی منظورم اینه که خودمو رد نمی کنن .
اما چند تا مسئله پیش اومده برام :
چطوری این موضوع رو به خانوادم بگم؟  اصلا به نظرتون صلاحه پا پیش بذاریم؟ شب و روز شده فکر کردن بهش ... نمی دونین وقتی کنارش هستم توی مهمونی جایی کل حواسم همش به اونه . به خدا به خدا هوس و اینا نیست ... یه حس خوبه که فکر کنم بشه اسمشو گذاشت عشق ...
کلا نظرتونو بگین راهنماییم کنین که سردرگمم ...

برای مشاهده ی نظرات مردم در این مورد کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مسائل پسران جوان (۱۰۰۶ مطلب) ازدواج فامیلی (۶۰ مطلب) خواستگاری از دختران فامیل (۲ مطلب)