سلام

من یه نظامی ام و ۲۸ سالمه . چون دکترای علوم نظامی دارم (راه ۳۰ ساله رو تو ۸ سال رفتم  ) و ۹ ساله که بدنسازی کار میکنم طبیعی... ، شغل دوم هم دارم که تو بورس دلار و طلا سرمایه گذاری میکنم یه مدتیه شکر خدا کم کم داره میگیره کاره.... یه برادر دو قلو ناهم سان دارم ، که پزشک هستن و مشکل من از اینجا شروع میشه که میترسم برم خواستگاری بگن به ارتشیم نمیدیم ولی به پزشکه میدیم...

من تحمل جواب نه شنیدن ندارم و از شنیدنش احساس حقارت میکنم یعنی میترسم نه بشنوم... آادم حسودی هم نیستم و برای پیشرفت هر چه بیشتر برادرم دعا میکنم ولی این مسئله مقایسه احتمالی ما خیلی فکرمو درگیر کرده... آخه دل بدبخت من چه گناهی کرده ؟

خیلی هم عاشق شغلم هستم و بزرگترین تفریحمم برام شغلمه. و بگم که نیروی من فقط تو تهران پادگان داره پس من جای دیگه منتقل نمیشم و همیشه تهران میمونیم... در آینده مربی غواصی و چتر بازی و دفاع شخصی و شنا و.... میتونم باشم بر اساس آموزش هایی که دارم میبینم و عملیات هایی که من باید توش باشم .

رده ی شغلیم اونقدر هم خطرناک نیست... ضمنا من ادم احساساتی و شوخی هستم و اصلا اهل دستور دادن نیستم و از آدمای خشک اتفاقا خوشم نمیاد... تازه اطرافیانم هم میگن جذاب هستی  و خوشتیپم با پوستی بین گندمی و سبزه و دارای ته ریش !!! ... حالا دو سوال از شما عزیزان داشتم:

۱- اینکه الان شرایط منو چطور ارزیابی میکنید و چند نفر از شما عزیزان با پسری مثل شرایط من ازدواج کنند؟

2 - بعد از اینکه برادرم ازدواج کرد دست بکار شم یا قبلش با توجه به روحیه ای که خدمتتون عرض کردم.

با تشکر...


مردم در مورد این موضوع (۱۴۲) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۵۳ مطلب) رفتارشناسی دختران برای ازدواج (۲۵۱ مطلب)

این مطلب برای شما مفید بود؟ بله خیر