سلام

من قبل از ازدواج دوست داشتم کسی که باهاش ازدواج  میکنم آدم گرمی باشه. نه صرفا گرم در مسائل جنسی ، بلکه دوست داشتم خانومی که همسرم میشه خوش صحبت و بامزه و به قولی شیطون باشه.

اول های عقدمون خانومم با من کم صحبت میکرد و زیاد نمیخندید و یه کم سنگین رفتار میکرد. کم کم این خجالتش ریخت و باهام گرم گرفت و خوش صحبت و خنده رو شد و همونی شد که من میخواستم. اما این خوش صحبتیش روند صعودی داشت تا به حالا .

شاید باورتون نشه ولی چند روزیه که اینقدر حرف میزنه که من تا مرز بی هوشی میرم. راجع به تک تک اتفاقات کوچک و بزرگ برام توضیح میده و آخرش که بعد از ساعت ها حرفاش تموم میشه . توقع داره من سر حال باشم و اصلا از پر حرفی اون خسته نشده باشم. فقط کافیه که توی صورتم کمی آثاری از خسته شدن از حرف زدنش باشه ، ناراحت میشه و دوباره شروع میکنه به غر زدن و یک چند ساعتی غر میزنه.

من خیلی دوسش دارم و تا یه حدودی از صحبت باهاش لذت میبرم اما از یه جایی به بعد دیگه واقعا نمیکشم ، هیچ وقت بهش نگفتم زیاد حرف میزنی چون دلش زود میشکنه. اما کاش یه راه و چاره ای بود که بدون اینکه ناراحت بشه متوجه میشد بعضی از حرف ها اصلا ارزش گفتن نداره.

لطفا با نظرهاتون کمکم کنید.


برای مشاهده ی نظرات مردم در این مورد کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مشورت در زن داری (۲۳۸ مطلب)