سلام

من قبل از ازدواج دوست داشتم کسی که باهاش ازدواج  میکنم آدم گرمی باشه. نه صرفا گرم در مسائل جنسی ، بلکه دوست داشتم خانومی که همسرم میشه خوش صحبت و بامزه و به قولی شیطون باشه.

اول های عقدمون خانومم با من کم صحبت میکرد و زیاد نمیخندید و یه کم سنگین رفتار میکرد. کم کم این خجالتش ریخت و باهام گرم گرفت و خوش صحبت و خنده رو شد و همونی شد که من میخواستم. اما این خوش صحبتیش روند صعودی داشت تا به حالا .

شاید باورتون نشه ولی چند روزیه که اینقدر حرف میزنه که من تا مرز بی هوشی میرم. راجع به تک تک اتفاقات کوچک و بزرگ برام توضیح میده و آخرش که بعد از ساعت ها حرفاش تموم میشه . توقع داره من سر حال باشم و اصلا از پر حرفی اون خسته نشده باشم. فقط کافیه که توی صورتم کمی آثاری از خسته شدن از حرف زدنش باشه ، ناراحت میشه و دوباره شروع میکنه به غر زدن و یک چند ساعتی غر میزنه.

من خیلی دوسش دارم و تا یه حدودی از صحبت باهاش لذت میبرم اما از یه جایی به بعد دیگه واقعا نمیکشم ، هیچ وقت بهش نگفتم زیاد حرف میزنی چون دلش زود میشکنه. اما کاش یه راه و چاره ای بود که بدون اینکه ناراحت بشه متوجه میشد بعضی از حرف ها اصلا ارزش گفتن نداره.

لطفا با نظرهاتون کمکم کنید.


مردم در مورد این موضوع (۵۰) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مشورت در زن داری (۲۵۱ مطلب)

این مطلب برای شما مفید بود؟ بله خیر