سلام

من حدود یک سال و نیم پیش عقد کردم. خانومم اهل یک شهر کوچیک دور افتاده هست که حدود پانصد کیلومتر با محل زندگی ما فاصله داره. خود آشنایی و عقد ما داستان مفصلی داره که الان وقتش نیست تا تعریف کنم.

راستش از همون اول موضوع حیا و عفت برای من خیلی مهم بود و خانومم و مادرشون در اون شهر از نظر حیا و ایمان و حجاب زبانزد هستن.

من وقتی به خواستگاری خانومم رفتم ایشون اینقدر با حیا بودن که با من حرف نمیزدن و از شدت خجالت صورتش قرمز شده بود و میلرزید.

به هر حال ما عقد کردیم و اون رو با خودمون به شهرمون آوردیم. از اون موقع هر سه چهار ماه یک بار میرم دنبالش و میارم خونمون و بعد از بیست روز دوباره برش میگردونم.

موضوعی که مورد سوال منه اینه که با اون همه حیا و خجالتی که من ازش دیدم بعد از دو شب که با هم تو یه اتاق با فاصله از هم خوابیدیم به من نزدیک شد و در خواست رابطه کرد. من در کمال تعجب و البته با شوق فراوان باهاش رابطه برقرار کردم. و از اون موقع هر وقتی میارم پیشم با هم رابطه داریم. ظاهرا گرم مزاجن .

موضوعی که مورد سوال منه اینه که مگه میشه یه خانوم تو مدت بیست سال در کمال حیا و نجابت زندگی کنه و یک دفعه اینقدر راحت از من رابطه بخواد.

راستش چند وقت که تو دلم یه شک خیلی بد افتاده که ایشون با این میل جنسی شدید چگونه وقتی پیش من نیست تحمل میکنه یا قبل از ازدواج با من چطوری تحمل میکرد.

البته هنوزم در مقابل با نامحرم خیلی خشک و مغرور رفتار میکنه ولی پیش من خیلی راحت و باز میگرده و انگار یک آدم دیگه میشه.

لطفا راهنماییم کنید