ضمن عرض سلام و آرزوی صحت و تن درستی برای یکایک شما خوانندگان عزیز خانواده برتر

در همین هفته ی گذشته چندین پست مربوط به موضوع حجاب و عفاف مطرح شد و بسیار جنجال آفرین بود.
جدال بین قشر مذهبی و قشر کمتر برخوردار از مذهب اما این بحث متفاوته و خواهشمندم جهت کسب نتیجه همکاری بفرمایید.
من یک خانم از قشری هستم که ظاهر مذهبی دارند. بنده از نظر ظاهر چادر به سر می کنم و در اصطلاح عموم با لفظ چادری شناخته می شوم. دلیل اینکه این پوشش را بر گزیدم این بود که مسلمان بودم و در دین اسلام خانم ها و بانوان محترم امر به رعایت حجاب شدند .البته حجاب را با لباس محلی یا مانتو شلوار یا هر چیزی که حدود الهی حجاب را رعایت کند می توان رعایت نمود.اما به اعتقاد من و بسیاری از صاحبان فکر چادر این کار را بهتر انجام می دهد.
برای شخص من اینکه چرا حجاب را رعایت کنم هیچ وقت سوال نبود زیرا من نه با تقلید از خانواده ام که با تحقیق مسلمان شدم. من 10 یا 12 ساله بودم که انجیل و تورات و کتب مقدس را می خواندم و همچنین قرآن را.
من در یک خانواده ی مذهبی اما روشن ضمیر متولد شدم. اولین سوال من این بود نکند خدا وجود نداشته باشد؟ من این سوال را به راحتی از پدرم می پرسیدم و وی با خونسردی جوابم را می داد. البته اگر قانع نمی شدم راه برای تبلیغ باز بود. من از پدرم خواستم برایم انجیل و تورات تهیه کند.
بعد از کند و کاو درونی شدید و طولانی متوجه شدم دین واقعی همان اسلام است. و از نظر من متن قرآن بسیار محکم تر از سایر متون بود.
همان زمان در راهنمایی درس می خواندم و سرکلاس به معلم پرورشی گفتم در کلاس کارگاهی راه بیاندازیم و به بچه ها اجازه دهیم خودشان دینشان را انتخاب کنند.
اما با عدم استقبال دبیر مربوطه مواجه شد. من اصلا اگر دستم به جایی بند بود یک سازمان بزرگ احداث می کردم در هر شهر و از کشیش ها روحانی ها و مبلغان همه ی ادیان چه الهی و چه غیر الهی و حتی شیطانی می خواستم به این سازمان بیایند و از مسلک خود دفاع و آن را تبلیغ نمایند تا افراد به آنجا مراجعه و دین خود را انتخاب کنند.
آنچه مسلم است مذهب زوری نیست.حتی اعتقاد به خدا هم زوری نیست.اصلا چه معنا دارد دینمان را با خواندن اذان در گوشمان از قبل مشخص کنند.
خوشبختانه زمانی که به بررسی اسلام رسیدم دانستم این همان حقیقتی است که من بدنبالش بودم و بعد هم شیعه شدم. من اسما مسلمان و شیعه بودم اما هنوز ایمان قلبی نداشتم. و بخت با من یار بود که والدینم مسلمان بودند و من می توانستم با آن ها به زندگی ادامه دهم.
من اکنون دختری 23 ساله هستم.من شما را تشویق می کنم تا بروید دنبال مسیر زندگی تان. بروید دنبال حقیقت. بروید دنبال راه درست. اجازه ندهید دیگران مسیر زندگی تان را مشخص کنند.
دین من دین بسیار خوبی است.دین اسلام یک اصل بسیار زیبا دارد.
و آن این است که اصول دین تحقیقی اند .( یعنی توحید ،معاد،نبودت،امامت و عدل خدا )
کدام دینی انقدر از خود مطمئن است که به شما اجازه ی تحقیق بدهد و حتی بالاتر از آن پذیرش بدون تحقیق را مردود بداند ؟و در اسلام حجاب از فروعات دین است. و فروعات دین تقلیدی هستند.
من می دانستم خدای یکتا وجود دارد و پیامبر آخر یعنی حضرت محمد (ص) پیامبر به حق او و حضرت علی و فرزندانش پس از او  وصی و جانشین پیامبر است.من هم چنین وجود معاد را دریافته بودم و عدل الهی را دریافته بودم.
حالا باید به فروعاتی که قبلا با جهل انجام می دادم نظر می افکندم. من باید نماز می خواندم.حجاب را رعایت می کردم با تمام ظرایفش. اگر مقدور بود حج می رفتم و ...من بدون آنکه بپرسم حجاب چرا؟ حجاب را رعایت کردم. چون اعتقاد محکمی به دین داشتم.
از شما سوال می کنم آیا اگر عاشق کسی بشوید و او از شما بخواهد مادامی که با وی بیرون که می روید رنگی خاص مثلا سفید به تن کنید آیا از وی دلیل می خواهید؟
آیا صرف اینکه بدانید او عاشق رنگ سفید است با شوق به محبوب تمام سرتاپایتان را سفید نمی کنید؟حال محبوب و معشوق من از من حجاب خواسته بود و من می خواستم بهترین نوع آن را تقدیمش کنم.پس بی بهانه اطاعتش کردم.
دوستان من ،حجاب زوری راه به جایی نمی برد.حجاب از عشق به محبوب ناشی می شود. نه این  که محبوب متعال ما برای دستوراتش حکمتی نداشته باشد البته که دارد اما عشق عامل اطاعت است.
ما فروعات بی شماری در اسلام داریم که تا بیاییم بپرسیم چرا باید رعایت کنیم محبوبمان را رنجانده ایم.برای همین فروعات تقلیدی است. دین می گوید تو خدا و محمد و علی را قبول داری یا نه؟اگر جوابت بله است و اگر شیفته اش هستی پس کارهایی که دوست دارد بدون کم و کاست انجام بده.حجاب عشق است.نماز عشق است.و من متاسفم نمی توانم شما را به زور عاشق کسی کنم که نمی شناسید.
اگر تا به امروز باری به هر جهت و بلا تکلیف گشته اید و خودتان هم نمی دانید چه کاره هستید بیایید سنگ هایتان را با خودتان وا بکنید.
تا کی بی اعتقاد باشید. بعضی از هم سن و سالان من در ایران به هیچ چیز اعتقادی ندارند. آنان نه روحانی را قبول دارند نه کشیش و راهب را. نه به دین در ظاهر عمل می کنند و نه از علاقه به اهل بیت دست می کشند.آخر دوست من بگو بر چه مرام و آیینی و دینی هستی؟نه به من بلکه به خودت .
دوست من تا کی اجازه می دهی خانواده ات ،حکومت ،جامعه ،برای تو مسیر انتخاب کنند ؟ بسیاری از شما حقیقت شیرین حجاب را می دانید و تنها به این دلیل که خانواده تان ،دوستانتان و اقوامتان محجبه نیستند آن را رعایت نمی کنید.
شما از واکنش مادرتان که شاید حجاب خوبی ندارد و از تمسخر شدن توسط دوستانتان می هراسید. این ترس شما را انسانی منفعل و بی اختیار می کند.برخیزید و قیام کنید. علیه حجاب های تاریک نادانی قیام کنید.اجازه ندهید احساساتتان بر عقلتان غلبه کند.
مثلا پدر من فردی به ظاهر مذهبی است اما بارها در طول این سال ها با خانواده بد رفتاری کرده است خوب که چه؟این چه چیز را ثابت می کند؟ آیا پدر من پیغمبر خداست ؟!!!
چرا حمایت پیام آور مهربانی را از خودم دریغ کنم و بدین مسلک نیکو نباشم تنها به این دلیل که معلم دینی و پرورشی که از قضا ظاهر مذهبی داشته اند به من ظلم کردند؟؟چرا خطای یک روحانی را به پای دین بنویسم؟
حقیقت دین این نیست.دین جز خدا،پیامبران و امامان معصوم شعبه ی دیگری ندارد. تنها فرد زنده که با چشم عادی هم دیده می شود امام عصر است که آن هم به دلایلی از جمله جهل ما غایب از نظر است.امروز ما تنها حق داریم اگر از شخص امام زمان بدی دیدیم به نام دین بزنیم مابقی شعبه های دین نیستند. دوست من خودت هم خوب می دانی این ها همه هجوم احساسات است.
ما ملتی احساساتی هستیم.بدی یک پزشک را به پای کل پزشکان می نویسم.بدی یک بازیگر را به پای همه شان.کمی هم به عقلمان اجازه ی جولان دهیم. بیایید برای مدتی هر چند کوتاه احساسات و هیجانات غیر منطقی مان را سرکوب کنید و لجام نفسمان را به دست گیریم.
دوست من تغییر کن و نترس. خدا پشت توست. عوض شو .اگر تا دیروز حجابت برایت مهم نبود بیا و تحقیق راجع به اصول دینی نما و بعد خودت انتخاب کن.
من به اسلام رسیدم ،هر چند شک ندارم تو هم اگر درست تحقیق کنی در نتیجه ی تحقیقت به اسلام می رسی اما خوب شاید به چیز دیگری برسی .
در هر صورت فردی محترم خواهی بود.زیرا برای خودت مرامی داری و مسلکی .باری به هر جهت نیستی.اما اگر خواستی تغییر کنی ما را هم مطلع کن و تغییرات کوچک را در ابتدا آغاز کن.مثلا در مورد حجاب که بخش واقعا سختی است ابتدا رژ لبت را کمر رنگ کن،بعد حذفش کن.بعد خط چشمت،بعد ریمل ،بعد رژ گونه و بعد سایه ،ابتدا مانتو ات را بلند تر و پوشیده تر انتخاب کن ،بعد ساق دست بزن .
بعد کمی شال یا روسری ات را جلو بیاور و موهای پشت سرت را بپوشان ،ابتدا ناخن های مانیکور شده را در بیاور سپس فقط لا ک بزن بعد لاک را قطع کن ،ابتدا ساپورتت را با دامن بلند عوض کن سپس شلواری راسته و بعد شلواری کمی مودبانه تر ،آرام شروع کن تا اطرافیانت رفته رفته عادت کنند ،به طعنه ها گوش نده .
همیشه به قطار های در حال حرکت سنگ پرت می شود نه به قطار های ساکن ، ساده ترین راه این است که اکنون انتخاب کرده ای ،حجابت را رعایت نکنی و دلیلش را بیاندازی گردن دیگران ، مردم هم می گویند جوان هستند دیگر کار نیست ،گرانی هست،تفریح ندارند، این راحت ترین کاری است که یک خانم ایرانی در این زمان می تواند بکند .حجابش را رعایت نکند و بعد بگوید از دین زده اش کرده اند .
بعد تا به او تذکر می دهند پر خاش کند که امثال تو مرا از دین زده کرده اند طرز حرف زدنت بد است و اگر یه ریزه علاقه به اسلام داشتم به لطف تو دیگر ندارم ، همش دوست داری کسی نازت را بکشد ، مردم از تو به عنوان یک بدحجاب توقع خاصی ندارن ،تو اگر نماز بخوانی انقدر تحسین می شوی انگار کوه را جا به جا کرده ای و دختر چادری اگر نماز بخواند وظیفه اش بوده ،در نظر مردم اگر تو مهربانی کنی و پیرزنی را از خیابان رد کنی لطف بسیار بزرگی کرده ای اما همین کار را یک چادری بکند وظیفه اش بوده .چادری باید خوب باشد ولی تو لطف می کنی که گاهی خوبی می کنی .
اگر تو فحش بدهی مردم می گویند حق دارد جوان است آزادی نیست تفریح نیست ، اما وای اگر چادری ای فحش بدهد ،مردم می گویند ای چادری کثیف ای بی ادب از چادرش خجالت نمی کشد ،اینا فقط ادعا دارند( در حالی که ممکن است تو 25 ساله و او تنها 16 سال داشته باشد) . می بینی کسی از تو توقع خوب بودن ندارد پس کار کوچکت حسابی به چشم مردم می آید .
اما چادری واقعی برای مردم زندگی نمی کند .کسی نازش را نمی کشد ،حتی خود مذهبی ها، همه از او خوبی توقع دارند و گاهی کار به جایی می رسد که از او می خواهند معصوم باشد،عصبی نشود،کم محلی نکند و ... .کار تو اکنون خیلی راحت است کسی از تو توقع  و انتظار خیلی خوب بودن ندارداما می دانی چه می شود .
آن چادری اگر واقعی باشد و اگر جا نزند و اگر سعی کند حرمت چادرش را نگه دارد کم کم از تو با ادب تر می شود از تو مهربان تر می شود از تو بخشنده تر می شود از تو فروتن تر می شود .او بالا می رود و هم چنان که او در حال کسب مراحل رضای الهی است و به جبر چادر که چه جبر خوبی است انسان بهتری می شود .اما مردم ناز تو را می کشند حتی اگر 60 ساله شوی .من می گویم این از ابزار شیطان برای فریفتن انسان است .
مردم از تو همچنان کم توقع هستند و کار کم تو در نظرشان بسیار بزرگ است و گناهانت بسیار کوچک ،نازت را می کشند و می گویند عیب ندارد حجابت را رعایت نکنی عوض اش دلت پاک است و چادری ها خرابن اما تو خوبی .می بینی به همین سادگی تو بازیچه ی راحت طلبی ات می شوی .
نه دوست من ،به این ناز کشیدن ها دل خوش نکن ،ناز کش مهم تر از میزان ناز کشی است ، بگذار ناز کشت جای مردم نادان شهر خدایی باشد که آن بالاست ،بگذار ناز کشت فرشتگان آسمانی باشند ،البته هر چادری ای ناز کشش فرشتگان نیستند . اما خوشا بحال آن بانوی چادر به سری که بتواند همانند مرادش حضرت زهرا قیمت آسمانی داشته باشد .
کاش این توفیق نصیب ما هم بشود

موضوعات مرتبط :
مسائل اعتقادی مسائل دختران جوان