وقت اذان که میشود همگی یکهویی تصمیم میگیریم برویم و بچسبیم به دامان پروردگار، مادرم اما اگر قضیه شام خوردن های زود هنگام پدر در کار نباشد زودتر از همه ما خواستار چسبیدن است.

جدیدا رفتارش عوض شده همین امشب خودم متوجه اعمال زیر پوستی اش شدم چون برای پیشی گرفتن از بابا سر اینکه کی زودتر نماز بخواند و البته در جوارِ بخاری،  وقتی بابا برای اجابت مزاج سری به توالت میزند اما ماندگار میشود،قدمها را تندتر برداشته اصلا خیز برمیدارد که وضو بگیرد و البته موفق میشود، حالا یک عدد مامان پیروز را می بینم که قامت بسته و الله اکبری میگوید بیا و ببین! در حالی که کمی مانده تا تنش به بدنه بخاری اصابت کند و اوف شود!

بابا با روی باز از توالت بازگشته،اما مامان را که می بیند ملول و وارفته زیر لب غرولندی میکند و میرود به سمت نقطه ای معلوم و بس ناجوانمردانه سردِ هال...و الله و اکبررررر.

من اما پادشاهِ این خانه ام برای خودم امپراطوری ای دارم 12متری، دنج و گرم و یک خوابه... بدم نمی آید به بهانه نماز خواندن یک کمی با خدا درباره تو حرف بزنم،حرف که نه بیشتر گِله... وضو میگیرم و راهی میشوم .

همانند مامان اما کمی با رعایت فاصله ایمنی میچسبم به بخاری و نمازم را که بیشتر شباهت به دولا و راست شدنِ مصوت دارد شروع میکنم. شنیده ام خارجی ها تحقیق کرده اند که همین دولا و راست شدن های ( ببخشید نماز خواندن های ) ما مسلمانان خودش یک نوع ورزش محسوب شده و برای سلامتی مفید میباشد این نکته را با هر دفعه دولا و راست شدن به یاد می آورم و خدا را میلیونها بار بخاطر مسلمان بودنم شکر و سپاس میگویم.!
در همین حین حواسم به همه چیز و همه کس هست! بابا که سرعتش در دولا و راست شدن از من و مادرم زیادتر است نماز را تمام کرده یک حرکت شیرجه وار میزند و کنترل تلویزیون را به چنگ آورده و مستقیم وصل میشود به شبکه خبر... آنقدر عاشقانه زل میزند به دریچه تی وی که بهش حسودی ام میشود، این را با چشم بصیرتم دیده ام که میگویم!

مادر ولی ول کن خدا نیست بعد نماز انگار از همه ما بیشتر دوست دارد با او خلوت کند خلوت که نه... من دیگر  میدانم اولین چیزی که در خلوتش از خدا میخواهد داشتنِ اول یک عدد داماد خوب برای خودش است و سپس یک عدد شوهر خوبتر هم برای من!

نیازی به گفتنم نیست چون همین الان دستهایش را برد بالا..."خدایا یه شیر پاک خورده نصیب بچه من کن!" حالا بعد از عمری زندگی کردن در جوار مادر میتوانم حدس بزنم مضمون خواسته هایش از درگاه ایزدی چیست دقیق میشوم در دعایش... با خواسته اش به طور کلی مشکلی ندارم اما نمیدانم همیشه ی خدا چه گیری داده به مارک شیری که تو خورده ای! آخر چه فرقی میکند شیر پاک خورده باشی یا میهن یا کاله یا چه میدانم هر کوفت دیگر! مهم نیامدنت است که نگرانم کرده نکند آنقدر از این شیرها خورده ای یک چیزیت شده...نههههه با بنیه ای که از تو سراغ دارم مردی نیستی که زندگی ات را ببازی به یک مشت پالم و روغن نباتی بی خاصیت!

تو آنقدر قوی هستی ...خوب هستی ...مهربان هستی...با محبت هستی...آقا هستی...که برایم یک عدد تشت بخری به همراه یک پاکت شیر غیر خوراکی مخصوص پاشویه تا بدان وسیله ماساژ دهم پاهایت را تا عشق شُره کند درون زندگیمان!.

فقط یادت باشد رفتی دکّون گیج بازی در نیاوری... شیر مخصوص پاشویه!

"Blueberry "


موضوعات مرتبط :
سرگرمی حلال مطالب کاربران