سلام

میدونم طولانی میشه ولی خواهش میکنم بخونید و کمکم کنید! خواااااهش! مهمه!

اول از خودم میگم ، من یه پسر مذهبی هستم که هنوز 20 سالم کامل نشده . با اینکه سنم کمه تعداد زیادی از کسایی که ارتباط کاری و یا دوستی باهاشون دارم حداقل 5-6 سال ازم بزرگترن.

از بچگی همیشه درسم خوب بوده و مدارس خاص درس خوندم و همزمان با اولین قبولی تو مدرسه ی نمونه رفتم سر کار تا بتونم خرجش و بدم... اون موقع 12 سالم بود و تا حالا هر کاری تونستم کردم! شاگرد مغازه بودم ، کارگر کشاورزی و ... .

تا الآن که تونستم با داشتن محدودیت مالی و زمانی بسیار زیاد خودم تو خونه مطالب کامپیوتر و شبکه و امنیت و این چیزا ها رو خوندم و یاد گرفتم . دانشگاه دولتی قبول شدم ولی به دلیل اینکه تهران شغل و درآمد دارم تصمیم گرفتم آزاد بخونم و نرم دولتی و الان حدودا یکسالی میشه که تدریس میکنم هم تو دانشگاه هایی مثل سما و هم تو آموزشگاه ها و از کارگری رسیدم به جایی که الآن جاهای مهم بهم پروژه میدن. مثل فرودگاه ها.

تنها یکبار و به اشتباه با دختری آشنا شدم و این وسط کاملا خانواده ها در جریان بودن و اشتباهم این بود که اون دختر سنی کمی از من بزرگتر بود و از لحاظ فرهنگی به ما نمیخوردن! مثلا ما مذهبی هستیم ولی اونا نبودن ! و سرم به سنگ خورده!

هر کسی که تدریس کرده باشه و یا دانشجو و دانش آموز باشه میدونه که مدرس های دانشگاه و آموزشگاه ها خیلی واسشون پیش میاد که یه سری بخوان سر به سرشون بذارن.  هم پسرا و هم دخترا !

مثلا ممکنه برای آقایون پیش اومده باشه که دانشجو های دخترشون برای اینکه دستشون بندازن بهشون درخواست دوستی و این چیزا بدن! خوب منم سنم از خیلی از دانشجو ها کمتره و این چیزا و دست انداختن ها بیشتره ، ولی تا حدودی میدونم چطور برخورد کنم و چکار کنم این موقع ها !!! هر چند که خیلی تعداد زیاده و اعصاب خورد کن!

ولی مشکل من از اینجا شروع میشه که تعداد زیادی از کسایی که درخواست میدن برای دست انداختن و مسخره کردن نیست ،  یعنی کاملا جدی درخواست میدن! با اینکه اخلاق و رفتارم با خانوم ها خیلی خشکه ولی نمیدونم به چه دلیل اینکار و میکنن! حتی کسایی که حجاب درستی ندارن و مذهبی نیستن با اینکه میدونن بازم درخواست میدن! این درخواست ها فکرم و مشغول کرده!

نمیخوام بگم خیلی آش دهن سوزیم !!! و تعجبمم از همینه که چیز خاصی ندارم و این رفتار ها رو میبینم!!!

دومین و مهمترین مشکل !!!

مهمترین مشکل من یه خانومیه که یکساله ول کن نیست! ایشون تا حالا من و ندیده ! حدود 4 ساله که تو فضای مجازی سوال های کامپیوتریش و میپرسه و یا تو صفحات شخصی من نظر میده. ولی الآن نزدیک به یکساله به من پیشنهاد داده !!! با اینکه ایشون اخلاقیات و رفتار و عقاید منو میدونه و خودش خیلیاش و قبول نداره !!!

این خانوم از کودکی مشکلاتی تو خانوادشون بود ( اعتیاد پدر و درگیری هایی که پدر معتاد درست میکنه) و الآن درگیر دادگاه و این چیزا هستن.

یه مدت سوالات کامپیوتری به سمت سوالات حقوقی رفت و منم با توجه به چیزایی که میدونستم جواب میدادم ، از 4 سال پیش تا حالا من حتی به ایشون "تو" نگفتم و کاملا رسمی صحبت کردم. با توجه به مشکلات کودکی ایشون بعد از ابراز علاقه شون مثل بقیه چکشی و قاطع برخورد نکردم!

پرسید شما نظرت نسبت به من چیه: منم گفتم" مدت زیادیه که شما رو میشناسم و همون طور که همسایه نمیخواد همسایش آزار ببینه من هم نمیخوام شما آزار ببینید ولی این به معنی دوست داشتنی که شما میگید نیست! این مثل یه حس برادرانست نسبت به یک خواهر " الآن ایشون یکساله گیر داده و من میگم نه!!!

گاهی حرف های من رو چیز دیگه ای تعبیر میکنه! و برداشت خودش و میکنه که وقتی بهش میگم این برداشت شما غلطه میگه داری میزنی زیر حرفت و از این حرفا  . یک بار به ایشون گفتم احساس میکنم من و دست انداختید و سر کار گذاشتید!

در کمال نا باوری تو تلگرام صدا فرستاد و داشت حرف میزد و میگفت که حس من و الکی خطاب کردی و کاملا معلوم بود داره گریه میکنه! از طرفی به دلیل مشکلاتش دلم نمیاد برخورد بدی داشته باشم ولی دیگه کلافه شدم! هر چند وقت یکبار در مورد این موضوع صحبت میکنه و وقتی میگم نه گریه و این چیزا!

آخرین بار ایشون در مورد موضوع حرف زد و قاطعانه گفتم که در مورد این موضوع صحبت نمیکنم و اگر شما هم صحبت کنید بی خواب خواهد بود! از اون روز هی صدای آوازهای غمگین میفرسته همراه با گریه . من تصمیم دارم زود ازدواج کنم ولی این خانوم 5 سال از من بزرگتره و خودش این و میدونه که کوچیکترم و گیر داده ، از لحاظ فرهنگی و این چیزا خیلی با هم فرق داریم !

خواهرا و برادرای بزرگترم ، خواهش میکنم ، خواهش میکنم کمک و راهنمایی کنید در دو موضوع زیر:

1- در مورد پیشنهاد هایی که تو جاهای مختلف میشه چیکار کنم بهتره؟

(خوب سنگم باشه اینهمه بهش پیشنهاد بدن آب میشه و من خیلی تحت فشار احساسی و روانی و ... هستم ، چیکار کنم کمتره پیشنهاد بدن و یا چیزی نگن! )

2- در مورد این مورد خاص چیکار کنم؟ چطور هم احترام ایشون حفظ بشه هم بی خیال قضیه بشه؟ (به هر حال منم احساسات دارم و دلم نمیخواد کسی که از بچگی مشکل داشته رو اذیت کنم )


مردم در مورد این موضوع (۵۲) نظر داده اند، برای مشاهده بخش نظرات کمی پایین تر بروید
↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مسائل پسران جوان (۱۰۸۱ مطلب)