سلام

چرا ما نمیتونیم با یه همکلاس غیر همجنس یا  یه غیر همجنس دیگه که هیچ حسی هم نسبت بهم نداریم و در کنار هم خنثی هستیم قرار بذاریم بیرون، یا به صرف ناهار یا کافه رفتن؟ چرا واسمون حرف در میارن یا خانواده هامون گیر میدن و چرا آقایون حاضر نمیشن با دختری که مثلا با استاد پیرشون قرار میذاره برای قدم زدن یا رستوران رفتن یا این که با بیمارش که مرده قرار بذاره تو یه کافه برای دلداری دادن خارج از مطب و در کل قرار با یه شخصی که قبلا دوست یا همکلاسش بوده و هیچ وقتم همدیگه رو برای ازدواج نمیخواستن ، ازدواج کنه؟

من واقعا تو زندگیم آدمای زیادی هستن که همجنس من نیستن ولی گاهی به همدیگه نیاز پیدا میکنیم گاهی مثلا شده استاد پیرم که میدونه من عاشق یه نفر دیگم گفته بیا کنار آب قدم بزنیم و راجع به مسائل علمی و عشقیمون صحبت کنیم راجع به مشکلات و آرزوهامون و میدونم پدر و مادرم نمیذارن .

واقعا شده همکلاس قدیمیم که نانزد هم داره و نامزدش بهش خیانت کرده و از فرط ناراحتی به من پناه اورده تا فقط منو ببینه و یکم اشک بریزه و منم بهش دلداری بدم و میگه نمیتونم حتی به برادر و فامیلامون بگم و من به خاطر بحث محرم و نامحرمی نرفتم .

واقعا این مسائل که حس میکنم حصاری دورم کشیده شده داره به شدت آزارم میده ، فکر میکنم ما ایرانیا زیاد از حد متعصب شدیم و یه حصار دور ذهن خودمو و بچه هامون کشیدیم


موضوعات مرتبط :
مسائل اعتقادی مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان